(آيه 41)- انسانها و جامعه‏ها از ميان مى‏روند و خدا مى‏ماند: از آنجا كه در آيات گذشته روى سخن با منكران رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود در اينجا نيز همان بحث تعقيب شده است.

نخست مى‏گويد: اين مغروران لجوج «آيا نديدند كه ما پيوسته به سراغ زمين مى‏آييم و از اطراف (و جوانب) آن كم مى‏كنيم»؟! (أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها).

روشن است كه منظور از «زمين» در اينجا «اهل زمين» است، يعنى، آيا آنها به اين واقعيت نمى‏نگرند كه پيوسته اقوام و تمدّنها و حكومتها در حال زوال و نابودى هستند؟

و اين هشدارى است به همه مردم اعم از نيك و بد حتى علماء و دانشمندان كه اركان جوامع بشرى هستند و با از ميان رفتن يك تن آنها گاهى دنيايى به نقصان مى‏گرايد، هشدارى است گويا و تكان دهنده! سپس اضافه مى‏كند: «حكومت و فرمان از آن خداست و هيچ كس را ياراى ردّ احكام او يا جلوگيرى از فرمان او نيست» (وَ اللَّهُ يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ).

«و او سريع الحساب است» (وَ هُوَ سَرِيعُ الْحِسابِ).

(آيه 42)- در اين آيه بحث فوق را ادامه مى‏دهد و مى‏گويد: تنها اين گروه نيستند كه با توطئه‏ها و مكرها به مبارزه با تو برخاسته‏اند بلكه «آنها كه پيش از اين گروه بودند نيز چنين توطئه‏ها و مكرها داشتند» (وَ قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ).

اما نقشه‏هايشان نقش بر آب و توطئه‏هايشان به فرمان خدا خنثى شد، چرا كه او از همه كس به اين مسائل آگاهتر است، بلكه «تمام طرحها و نقشه‏ها از آن خداست» (فَلِلَّهِ الْمَكْرُ جَمِيعاً).

اوست كه از كار و بار هر كس آگاه است و «مى‏داند هر كسى چه كارى مى‏كند» (يَعْلَمُ ما تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ).

و سپس با لحنى تهديد گونه آنها را از پايان كارشان بر حذر مى‏دارد و مى‏گويد:

«كافران به زودى خواهند دانست كه پايان كار و سر انجام نيك و بد در سراى ديگر از آن كيست»؟ (وَ سَيَعْلَمُ الْكُفَّارُ لِمَنْ عُقْبَى الدَّارِ).