(آيه 19)- برنامه اولو الالباب: در اينجا ترسيم و تجسّمى از جزئيات برنامه‏هاى سازنده طرفداران حق به چشم مى‏خورد كه بحث آيات گذشته را تكميل مى‏نمايد نخست به صورت يك استفهام انكارى مى‏فرمايد: «آيا كسى كه مى‏داند آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده حق است، همانند كسى است كه نابيناست»؟

(أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى‏).

اين تعبير اشاره لطيفى است به اين كه ندانستن اين واقعيت به هيچ وجه امكان پذير نيست مگر اين كه چشم دل انسان بكلى از كار افتاده باشد.

و لذا در پايان آيه اضافه مى‏كند: «تنها كسانى متذكر مى‏شوند كه اولوا الالباب و صاحبان مغز و انديشه‏اند» (إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ).

(آيه 20)- سپس به عنوان تفسير «أُولُوا الْأَلْبابِ» ريز برنامه‏هاى طرفداران حق را بيان كرده، و قبل از هر چيز انگشت روى مسأله وفاى به عهد و ترك پيمان شكنى گذارده، مى‏گويد: «آنها كسانى هستند كه به عهد الهى وفا مى‏كنند و پيمان را نمى‏شكنند» (الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْمِيثاقَ).

«عهد اللّه» (عهد الهى) معنى وسيعى دارد كه شامل عهدهاى فطرى و پيمانهايى كه خدا به مقتضاى فطرت از انسان گرفته مى‏شود و هم پيمانهاى عقلى يعنى، آنچه را كه انسان با نيروى تفكر و عقل از حقايق عالم هستى و مبدأ و معاد درك مى‏كند، هم پيمانهاى شرعى يعنى آنچه را كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از مؤمنان در رابطه با اطاعت فرمانهاى خداوند و ترك معصيت و گناه، پيمان گرفته همه را شامل مى‏گردد.

(آيه 21)- دومين ماده برنامه آنها، حفظ پيوندها و پاسدارى از آنهاست، چنانكه مى‏فرمايد: «آنها كسانى هستند كه پيوندهايى را كه خداوند امر به حفظ آن كرده برقرار مى‏دارند» (وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ).

انسان ارتباطى با خدا، ارتباطى با پيامبران و رهبران، ارتباطى با ساير انسانها اعم از دوست و همسايه و خويشاوند و برادران دينى و همنوعان دارد، و ارتباطى نيز با خودش، همه اين پيوندها را بايد محترم شمرد.

در حقيقت انسان يك موجود منزوى و جدا و بريده از عالم هستى نيست بلكه سر تا پاى وجود او را پيوندها و علاقه‏ها و ارتباطها تشكيل مى‏دهد.

سومين و چهارمين برنامه طرفداران حق آن است كه: «آنها از پروردگارشان، خشيت دارند و از بدى حساب (در دادگاه قيامت) مى‏ترسند» (وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ).