بسم اللّه الرّحمن الرّحيم به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

(آيه 1)- بار ديگر به حروف مقطعه برخورد مى‏كنيم، منتها اين سوره تنها سوره‏اى است كه در آغاز «الف، لام، ميم، راء» (المر) ديده مى‏شود.

محتمل است اين تركيب اشاره به اين باشد كه محتواى سوره «رعد» جامع محتواى هر دو گروه از سوره‏هايى است كه با «الم» و «الر» آغاز مى‏شود.

به هر حال نخستين آيه اين سوره از عظمت قرآن سخن مى‏گويد: «اينها آيات كتاب بزرگ آسمانى است» (تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ).

«و آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده است حق است» (وَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ).

و جاى هيچ گونه شك و ترديد در آن ديده نمى‏شود، چرا كه بيان كننده حقايق عينى جهان آفرينش و روابط آن با انسانها مى‏باشد.

«ولى بيشتر مردم ايمان نمى‏آورند» (وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ).

(آيه 2)- نشانه‏هاى خدا در آسمان و زمين و جهان گياهان: بعد از بيان حروف مقطعه، به تشريح قسمت مهمى از دلائل توحيد و نشانه‏هاى خدا در جهان آفرينش مى‏پردازد، و چه زيبا مى‏گويد: «خدا همان كسى است كه آسمانها را چنانكه مى‏بينيد بدون ستون برپا داشت» يا آنها را «با ستونهاى نامرئى برافراشت» (اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها).

اين آيه پرده از روى يك حقيقت علمى برداشته كه در زمان نزول آيات، بر كسى آشكار نبود، چرا كه در آن زمان «هيئت بطلميوس» بر محافل علمى جهان و بر افكار مردم حكومت مى‏كرد، و طبق آن آسمانها به صورت كراتى تو در تو همانند طبقات پياز روى هم قرار داشتند ولى حدود هزار سال بعد از نزول اين آيات، علم و دانش بشر به اينجا رسيد كه افلاك پوست پيازى، بكلى موهوم است و آنچه واقعيت دارد، اين است كه كرات آسمانى هر كدام در مدار و جايگاه خود، معلق و ثابتند، بى‏آنكه تكيه گاهى داشته باشند، و تنها چيزى كه آنها را در جاى خود ثابت مى‏دارد، تعادل قوه جاذبه و دافعه است.

اين تعادل جاذبه و دافعه به صورت يك ستون نامرئى، كرات آسمان را در جاى خود نگه داشته است.

سپس مى‏فرمايد: خداوند «بعد (از آفرينش اين آسمانهاى بى‏ستون كه نشانه بارز عظمت قدرت بى‏انتهاى اوست) بر عرش استيلا يافت» و زمام تدبير جهان را در كف قدرت گرفت (ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ).

بعد از بيان آفرينش آسمانها و حكومت پروردگار بر آنها، سخن از تسخير خورشيد و ماه مى‏گويد: او كسى است كه: «خورشيد و ماه را مسخر و فرمانبردار و خدمتگذار ساخت» (وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ).

اما اين نظام جهان ماده جاودانى و ابدى نيست، «و هر كدام (از اين خورشيد و ماه) تا سر آمد مشخصى كه براى آنها تعيين شده است در مسير خود به حركت ادامه مى‏دهند» (كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى).

و به دنبال آن مى‏افزايد كه: اين آمد و شدها و دگرگونيها بى‏حساب و كتاب نيست و بدون نتيجه و فايده نمى‏باشد بلكه «اوست كه همه كارها را تدبير مى‏كند» (يُدَبِّرُ الْأَمْرَ). و براى هر حركتى حسابى، و براى هر حسابى هدفى در نظر گرفته است.

«او آيات خويش را براى شما بر مى‏شمرد و ريزه كاريهاى آنها را شرح مى‏دهد تا به لقاى پروردگار و سراى ديگر ايمان پيدا كنيد» (يُفَصِّلُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ).