همچنین مقداری غفلت خود روحانیون مسئله ساز می شود؛ یعنی با مسائل انفعالی برخورد می کنند، نه کشفی؛ استاد شهید مطهری با مسائل کشفی برخورد می کرد؛ يعني مسئله شناسی می کرد و وارد می شد، ولی خیلی از منبری های ما این گونه نیستند. مگر حضرت آقا سخنی بگویند، یا اتفاقی رخ دهد و بلافاصله بخواهند دنبالش کنند. بنابراین یک بخش انفعال و یک بخش غفلت روحانیون است که یا به این حوزه وارد نشده اند یا کم وارد شده اند. بعضی هم که وارد شده اند، از چشم غربی ها به این موضوع نگاه می کنند؛ اين در حالي است كه منبر هم دارند و در تلویزیون نیز برنامه اجرا مي كنند، اما زمانی که وارد تحلیل محتوای مباحثشان می شویم، می بینیم مبنای ملی و دینی اش صحیح نیست.
بعد از آموزش و فرهنگ سازی، وظیفه سومی که به دولت مربوط است، رفع موانعی می باشد که به دولت مربوط می شود.
مثلاً سربازی می تواند از جمله موانع ازدواج محسوب شود كه البته معمولاً سربازی مانع ازدواج نیست، بلكه تلقی از پسر سرباز مشکل ساز است؛ این تلقی را باید در جامعه تغییر دهیم. از طرف دیگر نیز دولت باید با کمک نیروهای لشکری و انتظامی، زمینه ازدواج را با افزایش حقوق و امکانات فراهم کند.
مانع دیگر مسکن است. در این جا نیز تلقی مردم مشکل ایجاد می کند، ولی باز هم دولت باید کمک کند. مسکن مهر، بجز در کلانشهرها مثل تهران موفق بوده است. در شهرهای کوچکتر، به این علت که کل شهر کوچک است، مسکن مهر، در جای خوبی از شهر واقع شده است. در آن شهرها مسکن مهر، مشکل مسکن را حل کرده و این امری است که ما باید 30 سال قبل نسبت به آن اقدام می کردیم.
اما در کلانشهرها نمی تواند حل کند؛ به این دلیل که اولاً تلقی مردم کلانشهرها با تلقی شهرستان ها از مسکن متفاوت است و دوم، گستردگی این کلانشهرهاست که عملاً در آنها یا مسکن مهر ساخته نشده یا اگر ساخته شود، فرزندانشان را آنجا نمی فرستند.






پاسخ با نقل قول
