نام می برید؟
همه هیئت ها، مساجد، پایگاه های مقاومت و بسیج های دانش آموزی، همه آمدند؛ زیرا در رأس این سازمان آقای علی اکبری بود. یک روحانی کارکشته در مسائل فرهنگی، امین، فهمیده و مورد وثوق مقام معظم رهبری. همین آدم پای بسیاری از مجموعه های فرهنگی در کشور و همچنین شخصیت های حقیقی و حقوقی را به سازمان باز کرد. این شفاف است که در حال حاضر کسی دنبال دکتر عباسی نمی رود. اصلاً اگر دنبال دکتر عباسی برود چیزی نمی بیند.
از این اتفاق بسیار ساده تا آن تیمی که اطراف آقای علی اکبری را گرفته بود و افرادی که منتسب به این سازمان شدند، با آماری که از نزدیک شاهد بودم و مراوداتی که داشتیم، متدینین و انقلابیون کشور به واقع به سازمان ملی جوانان امیدوار شدند. البته اینکه چقدر این امید برآورده شد، با توجه به معذورات و جایگاهی که سازمان در ساختار اداری و سیاسی داشت، یک بحث دیگر است. مهم این است كه اين اقبال به وجود آمد.
مثلاً در آن سازمان، شورایی به وجود آمد به نام شورای هماهنگی ابرتشکل ها. کل مجموعه بسیج (اعم از بسیج دانشجویی و دانش آموزی) عضو این ابرتشکل ها شدند و به همین اعتبار نیز بودجه هایی به آن ها اختصاص داده شد. اتحادیه انجمن اسلامی دانش آموزان، جمعیت جوانان هلال احمر، کانون مساجد کشور و غيره داخل سازمان آمدند و جایگاه ساختاری پیدا کردند.
افرادی که در شهرستان ها مدیر سازمان شدند، همگی جوان بودند و بالای 30 سال تقریباً نداشتیم یا خیلی کم داشتیم. همه مدیران جوان بودند و همگی نیز سابقه فعالیت در تشکل هایی مثل بسیج دانشجویی را داشتند. بعضی نیز روحانی بودند. شما اکنون به وزارت ورزش و جوانان که مراجعه کنید اصلاً چنین اتفاقاتی را مشاهده نمی کنید. ضمن اینکه وقتی چنین فردی در سازمان منتسب شود، خود به خود باید ورزش را بشناسد.






پاسخ با نقل قول
