* عدهاي معتقدند كه معمولا شخصيتها از دور يا پس از مرگ مبالغه آميز و افسانهاي جلوه ميكنند. آيا به نظر شما درمورد شريعتي نيز ميتوان اين نظر را صادق دانست و آيا چهره او نيز دستخوش چنين آفتي شده است؟
ـ البته من تصديق ميكنم كه بخشي از شخصيت شريعتي مبالغهآميز و افسانهآميز جلوه ميكند درميان قشري از مردم، اما متقابلاً بخشهاي ناشناختهاي از شخصيت شريعتي هم وجود دارد. شريعتي را ممكن است به عنوان يك فيلسوف، يك متفكر بزرگ، يك بنيانگذار جريان انديشه مترقي اسلام، معرفي كنند. اينها همانطور كه اشاره كرديد، افسانهآميز و مبالغهآميز است و چنين تعبيراتي در خصوص مرحوم دكتر شريعتي صدق نميكند.
اما متقابلاً شريعتي يك چهره پرسوز پيگير براي حاكميت اسلام بود، از جمله منادياني بود كه از طرح اسلام به صورت يك ذهنيت و غفلت از طرح اسلام به صورت يك ايدئولوژي و قاعده نظام اجتماع رنج ميبرد و كوشش ميكرد تا اسلام را بهعنوان يك تفكر زندگي ساز و يك نظام اجتماعي و يك ايدئولوژي راهگشاي زندگي مطرح كند. اين بعد از شخصيت شريعتي آنچنان كه بايد و شايد شناخته نشده است و روي اين بخش وجود او تكيه نميشود. ميبينيد كه اگر از يك بعد از سوي قشري از مردم شريعتي چهرهاش مبالغهآميز جلوه ميكند، باز بخش ديگري از شخصيت او و گوشه ديگري از چهره او حتي ناشناخته و تاريك باقي مانده است.
بنابراين ميتوانم در پاسخ شما بگويم: بله، به صورت مشروط در مورد شريعتي هم اين بيماري وجود داشته است؛ اما نه به صورت كامل و قسمتهايي از شخصيت او آنچنان كه بايد هم حتي شناخته نشده است.






پاسخ با نقل قول
