در طی این ۲۵ سال، همواره مشکلاتی که برای جامعه اسلامی پیش میآمد، علی(علیهالسلام) در حال آنها پیش قدم بودند، مخصوصا مشکلات مهم اعتقادی را برطرف میکردند و مردم را راهنمایی مینمودند تا جایی که عمر بارها (به نقلی ۷۰ بار) گفته بود: «لو لا علی لهلک العمر؛ اگر علی نبود هر آینه عمر (به خاطر دادن فتوای غلط) هلاک شده بود».[۶۸]
یکی از نویسندگان اهل سنت در این باره مینویسد: در این زمان (زمان ابوبکر) و زمان دیگر خلفا، علی(علیهالسلام) یگانه میزان قضاوت و فتوا بود و در این باره ذخیره سرشاری از سرچشمه نبوت و وسعت افق فکر و علم جوشان داشت، چنانکه هیچ کس به پای او نمیرسید و نظرش در مسائل سخت و پیچیده قاطع بود. زاده خطاب که در زمان خلافت ابابکر دارای منصب قضاوت بود، میگفت مسأله مشکلی پیش نیاید که ابوالحسن برای حل آن نباشد.[۶۹] و میگفت: تا زمانی که علی(علیهالسلام) در مسجد حضور دارد هیچ کس حق صدور فتوا ندارد.[۷۰]
مورخان فعالیتهای امام را در مدت خلافت سه گانه در موارد زیر عنوان کردهاند: ۱ـ تفسیر قرآن و حل مشکلات بسیاری از آیات و تربیت شاگردانی همانند ابن عباس که بزرگترین مفسر اسلام پس از امام به شمار میرفت.
۲ـ پاسخ به پرسشهای دانشمندان ملل دیگر، به ویژه یهودیان و مسیحیان که پس از اطلاع از آیین اسلام برای تحقیق و پژوهش رهسپار مدینه میشدند و سؤالاتی طرح میکردند و پاسخگویی جز علی(علیهالسلام) که تسلّطش بر تورات و انجیل از خلال سخنانش روشن بود پیدا نمیکردند. ابونعیم اصفهانی در حلیهالاولیاء صورت مذاکره امام را با چهل تن از احبار یهود نقل کرده است.
پی نوشت:
[۶۸] - ابن ابی الحدید: شرح نهج البلاغه: ج ۱، ص ۱۸.
[۶۹] - عبدالفتاح عبدالمقصود، الامام علی بن ابیطالب(علیهالسلام): ترجمه سید محمد مهدی جعفری، ج ۱، ص ۳۵۸.
[۷۰] - عبدالحلیم جندی، امام جعفر صادق(علیهالسلام): ترجمه عباس جلالی، ص ۳۶.





پاسخ با نقل قول
