“کمال قوّال” : که – به قول افلاکی – مصنّف شهر و استاد دهر بود (مناقب العارفین ۴۵۴ ).
“زکی قوّال” : که مولانا (درباره ی او) فرمود: …حالیا ، فتوحاتِ زکی (منظور اینجا خوانندگی با حالِ وی است) به از فتوحات مکیست (یعنی بهتر از فتوحات مکیه ی ابن عربیست) و به سماع شروع فرمود.( مناقب العارفین ۴۷۰) .
همچنین : “حمزه ی نای زن” نی نواز ، “سراج الدین” مثنوی خوان و ….( مناقب العارفین ۲۷۲).
آلات موسیقی مولوی نیز متنوع بود : “طبل” (همان ۲۱۱) ، “دفّ” (دایره) (گزیده ی غزلیات مولانا ، ص۱۴۶ از مناقب العارفین ۴۹۰) ، “نِی”
(مناقب العارفین ۴۹۰) و بویژه “رَباب” (یکی از آلات موسیقی شبیه طنبور) که شیفته و دلباخته ی آن بود و در ستایش آن سخنها (غزل و…) گفته است(همان ۴۸۴) .
مولوی میگوید :
رباب مشرب عشق است مونس اصحاب
کــه ابــــر را عـــربان کـــــترده اند رباب
چنانــکه ابــر سقای گل و گلــستان است
رباب قــــوت ضمیـــرست و ساقـــی اَلباب… (کلّیات شمس ، غزل ۳۱۳ )
جلال الدین شخصا و به ابتکار خود فرمود که رباب را شش خانه ساختند ، چه از عهد قدیم رباب عرب چهارسو بوده…( مناقب العارفین ۸۸).
گروهی از صاحب نظران معتقدند که مولوی خود “موسیقی دان” و “موسیقی نواز” بوده است. (مولوی نامه،۵۹۶،موسیقی شعر،۴۰۳).
آقای همایی در مولوی نامه می نویسد : وی (مولوی) در فن موسیقی و ضرب اصول و الحان ، وقوف کامل داشته و خودِ او سازِ رباب را بسیار
خوش و استادانه می زده است.(مولوی نامه ۵۹۶)
__________________________________________________ ______________
* گروه نوازندگان ، با مجموعه ی سازها که با همکاری ، قطعه ای را اجرا کنند.





پاسخ با نقل قول
