نمونه هاى بالا مربوط به شهامت در امور اجتماعى است ، ولى شما مى توانيد مثالهاى زيادى از شهامت در امور فردى را در صفحات تاريخ بخوانيد.
شخصى كه انديشه پيروزى را در دماغ خود مى پروراند بايد به حكم ضرورت به اين مطلب اذعان داشته باشد كه هر نوع پيروزى در كارهاى بازرگانى ، كشاورزى ، سياسى و علمى بدون شهامت صورت نمى گيرد.
و اگر امروز در جامعه ما اصلاحات بكندى صورت مى پذيرد، از اين نظر است كه شالوده زندگى ما را محافظه كارى تشكيل داده و افراد شجاع و با شهامت در ميان ما انگشت شمارند.
افراد بى شهامت همواره براى نگهدارى وضع موجود خود، دست و پا مى زنند و هرگز در كار و كسب و زندگى خود اصلاحى در نظر نمى گيرند. و اگر در زندگى آنها نقطه عطفى پيدا شد، هرگز درصدد استفاده از آن برنمى آيند.
هنگامى كه در زندگى افراد با شهامت امكان تحول رخ داد، فورا از آن امكانات با تحمل مشتقات و شدائد استفاده كرده و مصائب تحول را متحمل مى گردند.
اين را بايد دانست كه در هر اصلاح و تحولى رنج و زحمت وجود دارد و در هر نقطه عطفى از زندگى آلام و ناراحتيهائى نهفته است . كودكى كه مى خواهد از جهان بينى به جهان ديگر گام بگذارد و نقطه عطفى در زندگى خود پديد آورد، بايد از يك گذرگاه تنگ بسختى بگذرد با در يك افق وسيعتر بساط زندگى را پهن كند.
مردان با شهامت هرگونه مصائب را با چهره باز تحمل مى نمايند. ديده شده است بسيارى از افراد كه از وضع كسب و كار خود ناراضى هستند، ولى در اثر نبودن شهامت ، سختيهاى تحول و اصلاح آنان را از هرگونه تغيير روش باز مى دارد و عمرى را با كمال دلتنگى مى گذرانند.

پي نوشت ها

23- حوادث بزرگ تاريخ ، ص 82.