(آيه 64)- در اين آيه براى تقويت روحيه پاك پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روى سخن را به او كرده، مى‏گويد: «اى پيامبر! خداوند و اين مؤمنانى كه از تو پيروى مى‏كنند براى حمايت تو كافى هستند» و با كمك آنها مى‏توانى به هدف خود نائل شوى (يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ).

(آيه 65)- منتظر برابرى قوا نباشيد: در اين آيه و آيه بعد نيز دستورات نظامى و احكام جهاد اسلامى تعقيب مى‏شود. نخست به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله دستور مى‏دهد كه «اى پيامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشويق كن»! (يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتالِ).

آيه فوق اهميت تبليغ و تقويت هر چه بيشتر روحيه سربازان را به عنوان يك دستور اسلامى روشن مى‏سازد.

و به دنبال آن دستور دومى مى‏دهد و مى‏گويد: «اگر از شما بيست نفر سرباز با استقامت باشند بر دويست نفر غلبه خواهند كرد و اگر از شما صد نفر باشند بر هزار نفر از كافران غلبه مى‏كنند» (إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا).

و به اين ترتيب مسلمانان نبايد منتظر اين باشند كه از نظر نفرات جنگى با دشمن در يك سطح مساوى قرار گيرند بلكه حتى اگر عدد آنها يك دهم نفرات دشمن باشد باز وظيفه جهاد بر آنها فرض است.

سپس اشاره به علت اين حكم كرده، مى‏گويد: «اين به خاطر آن است كه دشمنان بى‏ايمان شما جمعيتى هستند كه نمى‏فهمند» (بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ).

اين تعليل در آغاز عجيب و شگفت‏آور به نظر مى‏رسد كه چه ارتباطى ميان «آگاهى» و «پيروزى» يا «عدم آگاهى» و «شكست وجود دارد؟ ولى در واقع رابطه ميان اين دو بسيار نزديك و محكم است چه اين كه مؤمنان، راه خود را به خوبى مى‏شناسند.

اين مسير روشن و اين آگاهى، به آنان صبر و استقامت و پايمردى مى‏بخشد.

اما افراد بى‏ايمان و يا بت پرستان، درست نمى‏دانند براى چه مى‏جنگند؟

تنها روى يك عادت تقليد كوركورانه و يا تعصب خشك و بى‏منطق به دنبال اين مكتب افتاده‏اند و اين تاريكى راه و ناآگاهى از هدف اعصاب آنها را سست مى‏كند، و توان و استقامتشان را مى‏گيرد، و از آنها موجودى ضعيف مى‏سازد.