(آيه 13)- بعد از همه گفتگوها براى اين كه كسى اين فرمانهاى شديد و دستورات قاطع و كوبنده را بر خلاف آيين جوانمردى و رحم و انصاف تصور نكند، مىفرمايد: اينها استحقاق چنين چيزى را دارند «زيرا آنان از در عداوت و دشمنى و عصيان و گردنكشى در برابر خدا و پيامبرش درآمدند»لِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ).
گفته مىشود، «و هر كس از در مخالفت و دشمنى با خدا و پيامبرش درآيد (گرفتار مجازات دردناك در دنيا و آخرت خواهد شد) زيرا خداوند (همان گونه كه رحمتش وسيع و بىانتهاست) مجازاتش شديد و دردناك است»َ مَنْ يُشاقِقِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ).
(آيه 14)- سپس براى تأكيد اين موضوع مىگويد: «اين مجازات دنيا را بچشيد (مجازات ضربههاى سخت در ميدان جنگ و كشته شدن و اسارت و شكست و ناكامى و در انتظار مجازات سراى ديگر باشيد) زيرا عذاب آتش در انتظار كافران است» (ذلِكُمْ فَذُوقُوهُ وَ أَنَّ لِلْكافِرِينَ عَذابَ النَّارِ).
(آيه 15)- فرار از جهاد ممنوع! اين آيه روى سخن را به مؤمنان كرده و يك دستور كلّى جنگى را به آنها توصيه و تأكيد مىكند، مىگويد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هنگامى كه با كافران در ميدان جهاد رو برو شديد به آنها پشت مكنيد و فرار اختيار ننماييد» (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ).
(آيه 16)- اصولا فرار از جنگ يكى از بزرگترين گناهان در اسلام محسوب مىشود به همين جهت در اين آيه مجازات دردناك فرار كنندگان از ميدان جهاد را با ذكر استثناهاى آن شرح مىدهد، مىفرمايد: «هر كس كه به هنگام مبارزه با دشمن پشت به آنها كند (مگر در صورتى كه هدف كنارهگيرى از ميدان براى انتخاب يك روش جنگى بوده باشد و يا به قصد پيوستن به گروهى از مسلمانان و حمله مجدّد) چنين كسى گرفتار غضب پروردگار خواهد شد» (وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ).
همان گونه كه مشاهده مىكنيم در اين آيه دو صورت از مسأله فرار، استثناء شده كه در ظاهر شكل فرار دارد اما در باطن شكل مبارزه و جهاد.
و در پايان آيه مىفرمايد: نه تنها فراركنندگان گرفتار خشم خدا مىشوند، بلكه «جايگاه آنها دوزخ و چه بد جايگاهى است» (وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ).
در ميان امتيازات فراوانى كه على عليه السّلام داشت و گاهى خودش به عنوان سرمشق براى ديگران به آن اشاره مىكند همين مسأله عدم فرار از ميدان جهاد است آنجا كه مىفرمايد: «فانّى لم افرّ من الزّحف قطّ و لم يبارزنى احد الّا سقيت الارض من دمه»!: «من هيچ گاه از برابر انبوه دشمن فرار نكردم (با اين كه در طول عمرم در ميدانهاى زياد شركت جستم) و هيچ كس در ميدان جنگ با من رو برو نشد مگر اين كه زمين را از خونش سيراب كردم».





