(آيه 36)- در تعقيب آيه قبل كه به مؤمنان دستور تقوا و جهاد و تهيه وسيله مى‏داد، در اين آيه به عنوان بيان علت دستور سابق به سرنوشت افراد بى‏ايمان و آلوده اشاره كرده، مى‏فرمايد: «افرادى كه كافر شدند اگر تمام آنچه روى زمين است و همانند آن را داشته باشند تا براى نجات از مجازات روز قيامت بدهند از آنها پذيرفته نخواهد شد و عذاب دردناكى خواهند داشت» (إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لِيَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذابِ يَوْمِ الْقِيامَةِ ما تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ).

تنها در پرتو ايمان و تقوا و جهاد و عمل مى‏توان رهايى يافت.

(آيه 37)- سپس به دوام اين كيفر اشاره كرده، مى‏گويد: «آنها پيوسته مى‏خواهند از آتش دوزخ خارج شوند ولى توانايى بر آن را ندارند و كيفر آنها ثابت و برقرار خواهد بود» (يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنْها وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقِيمٌ).

(آيه 38)- مجازات دزدان! در چند آيه قبل احكام «محارب» بيان شد، در اين آيه، به همين تناسب حكم دزد يعنى كسى كه بطور پنهانى و مخفيانه اموال مردم را مى‏برد بيان گرديده است، نخست مى‏فرمايد: «دست مرد و زن سارق را قطع كنند» (وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما).

از روايات اهل بيت عليه السّلام استفاده مى‏شود كه تنها چهار انگشت از دست راست بريده مى‏شود، نه بيشتر، اگر چه فقهاى اهل تسنن بيش از آن گفته‏اند! در اينجا مرد دزد بر زن دزد مقدم داشته شده در حالى كه در آيه حدّ زناكار، زن زانيه بر مرد زانى مقدم ذكر شده است، اين تفاوت شايد به خاطر آن باشد كه در مورد دزدى عامل اصلى بيشتر مردانند و در مورد ارتكاب زنا عامل و محرك مهمتر زنان بى‏بندوبار! سپس مى‏گويد: «اين كيفرى است در برابر اعمالى كه انجام داده‏اند و مجازاتى است از طرف خداوند» (جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللَّهِ).

و در پايان آيه براى رفع اين توهم كه مجازات مزبور عادلانه نيست مى‏فرمايد: «خداوند توانا (قدرتمند) و حكيم است» (وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ).

بنابراين دليلى ندارد كه از كسى انتقام بگيرد و كسى را بى‏حساب مجازات كند.