سوره مائده [5] - صفحه 6
صفحه 6 از 9 نخستنخست ... 45678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 81

موضوع: سوره مائده [5]

  1. #51
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره مائده

    (آيه 69)- در اين آيه موضوع فوق را مورد تأكيد قرار داده، مى‏گويد: «تمام اقوام و ملتها و پيروان همه مذاهب بدون استثناء اعم از مسلمانان و يهوديان و صابئان و مسيحيان در صورتى اهل نجات خواهند بود، و از آينده خود وحشتى و از گذشته غمى نخواهند داشت كه ايمان به خدا و روز جزا داشته باشند و عمل صالح انجام دهند» (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصارى‏ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ).

    اين آيه پاسخ دندانشكنى است به كسانى كه نجات را در پناه مليت خاصى مى‏دانند و ميل دارند ميان دستورات انبياء تبعيض قائل شوند، و دعوتهاى مذهبى را با تعصب قومى بياميزند.

    (آيه 70)- در سوره بقره و اوايل همين سوره اشاره به پيمان مؤكدى كه خداوند از بنى اسرائيل گرفته بود شده است، در اين آيه بار ديگر اين پيمان را يادآورى كرده مى‏فرمايد: «ما پيمان (عمل به آنچه نازل كرديم) از بنى اسرائيل گرفتيم و پيامبرانى براى هدايت آنها و مطالبه وفاى به اين پيمان، به سوى آنان فرستاديم» (لَقَدْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ رُسُلًا).

    سپس اضافه مى‏كند: آنها نه تنها به اين پيمان عمل نكردند، بلكه «هر زمان پيامبرى دستورى بر خلاف تمايلات و هوى و هوسهاى آنها مى‏آورد (به شديدترين مبارزه بر ضد او دست مى‏زدند) جمعى را تكذيب مى‏كردند و جمعى را كه با تكذيب نمى‏توانستند از نفوذشان جلوگيرى كنند به قتل مى‏رساندند» (كُلَّما جاءَهُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى‏ أَنْفُسُهُمْ فَرِيقاً كَذَّبُوا وَ فَرِيقاً يَقْتُلُونَ).

  2. #52
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره مائده

    (آيه 71)- در اين آيه اشاره به غرور نابجاى آنها در برابر اين همه طغيان و جنايات كرده مى‏فرمايد: «با اين حال آنها گمان مى‏كردند كه بلا و مجازاتى دامنشان را نخواهد گرفت» (وَ حَسِبُوا أَلَّا تَكُونَ فِتْنَةٌ).

    و همانطور كه در آيات ديگر تصريح شده، خود را يك نژاد برتر مى‏پنداشتند و به عنوان فرزندان خدا از خود ياد مى‏كردند! سر انجام اين غرور خطرناك و خود برتربينى همانند پرده‏اى بر چشم و گوش آنها افتاد و به خاطر آن «از ديدن آيات خدا نابينا و از شنيدن كلمات حق، كر شدند»! (فَعَمُوا وَ صَمُّوا).

    اما به هنگامى كه نمونه‏هايى از مجازاتهاى الهى و سر انجام شوم اعمال خود را مشاهده كردند، پشيمان گشتند و توبه كردند و متوجه شدند كه تهديدهاى الهى جدى است و آنها هرگز يك نژاد برتر نيستند «خداوند نيز توبه آنها را پذيرفت» (ثُمَّ تابَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ).

    ولى اين بيدارى و ندامت و پشيمانى ديرى نپاييد باز طغيان و سركشى و پشت پا زدن به حق و عدالت شروع شد، و ديگر بار پرده‏هاى غفلت كه از آثار فرو رفتن در گناه است بر چشم و گوش آنها افكنده شد «و باز از ديدن آيات حق نابينا و از شنيدن سخنان حق كر شدند و اين حالت، بسيارى از آنها را فرا گرفت» (ثُمَّ عَمُوا وَ صَمُّوا كَثِيرٌ مِنْهُمْ).

    و در پايان آيه، با يك جمله كوتاه و پر معنى مى‏گويد: «خداوند هيچ گاه از اعمال آنها غافل نبوده و تمام كارهايى را كه انجام مى‏دهند مى‏بيند» (وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ).

  3. #53
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره مائده

    (آيه 72)- در تعقيب بحثهايى كه در مورد انحرافات يهود، در آيات قبل، گذشت، اين آيه و آيات بعد، از انحرافات مسيحيان سخن مى‏گويد نخست از مهمترين انحراف مسيحيت يعنى مسأله «الوهيت مسيح» بحث كرده مى‏گويد:
    «بطور مسلم آنها كه گفته‏اند خدا همان مسيح بن مريم است، كافر شدند» (لَقَدْ كَفَر الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ).

    در حالى كه خود مسيح با صراحت به بنى اسرائيل گفت: «خداوند يگانه‏اى را پرستش كنيد كه پروردگار من و شماست» (وَ قالَ الْمَسِيحُ يا بَنِي إِسْرائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ).

    و نيز مسيح براى تأكيد اين مطلب و رفع هر گونه ابهام و اشتباه اضافه كرد:
    «هر كس شريكى براى خدا قرار دهد خداوند بهشت را بر او حرام كرده و جايگاه او آتش است» (إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ).

    و نيز براى تأكيد بيشتر و اثبات اين حقيقت كه شرك و غلو يك نوع ظلم آشكار است به آنها گفت: «براى ستمگران و ظالمان هيچ گونه يار و ياورى وجود نخواهد داشت» (وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ).

    آنچه در آيه فوق در مورد پافشارى مسيح (ع) روى مسأله توحيد ديده مى‏شود مطلبى است كه با منابع موجود مسيحيت نيز هماهنگ است و از دلايل عظمت قرآن محسوب مى‏شود.

  4. #54
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره مائده

    (آيه 73)- بايد توجه داشت كه آنچه در آيه قبل آمد مسأله غلو و وحدت مسيح با خدا بود، ولى در اين آيه اشاره به مسأله «تعداد خدايان» از نظر مسيحيان يعنى «تثليث در توحيد» كرده مى‏گويد: «آنها كه گفته‏اند خداوند سومين اقنوم از اقانيم سه‏گانه است بطور مسلم كافر شده‏اند» (لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ).

    قرآن بطور قاطع در پاسخ آنها مى‏گويد: «هيچ معبودى جز معبود يگانه نيست» (وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا إِلهٌ واحِدٌ).

    و دگر بار با لحن شديد و مؤكّد به آنها اخطار مى‏كند كه «اگر دست از اين عقيده برندارند عذاب دردناكى در انتظار كسانى كه بر اين كفر باقى بمانند خواهد بود» (وَ إِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ).

    (آيه 74)- در اين آيه از آنها دعوت مى‏كند كه از اين عقيده كفرآميز توبه كنند تا خداوند آنها را مشمول عفو و بخشش خود قرار دهد لذا مى‏گويد: «آيا بعد از اين همه، آنها به سوى خداى يگانه بازنمى‏گردند و از اين شرك و كفر طلب آمرزش نمى‏كنند با اين كه خداوند غفور و رحيم است»؟ (أَ فَلا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَهُ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ).

  5. #55
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره مائده

    (آيه 75)- در اين آيه با دلايل روشنى در چند جمله كوتاه اعتقاد مسيحيان به الوهيت مسيح را ابطال مى‏كند، نخست مى‏گويد: «چه تفاوتى در ميان مسيح و ساير پيامبران بود كه عقيده به الوهيت او پيدا كرده‏ايد، مسيح پسر مريم نيز فرستاده خدا بود و پيش از آن رسولان و فرستادگان ديگرى از طرف خدا آمدند» (مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ).

    اگر رسالت از ناحيه خدا دليل بر الوهيت و شرك است پس چرا در باره ساير پيامبران اين مطلب را قائل نمى‏شويد؟
    سپس براى تأييد اين سخن مى‏گويد: «مادر او، زن بسيار راستگويى بود» (وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ).
    اشاره به اين كه كسى كه داراى مادر است و در رحم زنى پرورش پيدا مى‏كند چگونه مى‏تواند خدا باشد؟

    و دوم اين كه اگر مادر او محترم است به خاطر اين است كه او هم در مسير رسالت مسيح با او هماهنگ بود و از رسالتش پشتيبانى مى‏كرد، و به اين ترتيب بنده خاص خدا بود و نبايد او را همچون يك معبود همانطور كه در ميان مسيحيان رايج است كه در برابر مجسمه او تا سر حد پرستش خضوع مى‏كنند، عبادت كرد.

    بعد به يكى ديگر از دلايل نفى ربوبيت مسيح اشاره كرده، مى‏گويد: «او و مادرش هر دو غذا مى‏خوردند» (كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ).

    و در پايان آيه اشاره به روشنى اين دلايل از يك طرف و سرسختى و نادانى آنها در برابر اين دلايل آشكار از طرف ديگر كرده، مى‏گويد: «بنگر چگونه دلايل را به روشنى براى آنها شرح مى‏دهيم و سپس بنگر چگونه اينها از قبول حق بازگردانده مى‏شوند» (انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ).

  6. #56
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره مائده

    (آيه 76)- در اين آيه براى تكميل استدلال گذشته مى‏گويد: شما مى‏دانيد كه مسيح خود سر تا پا نيازهاى بشرى داشت و مالك سود و زيان خويش هم نبود تا چه رسد به اين كه مالك سود و زيان شما باشد «بگو: آيا چيزى را پرستش مى‏كنيد كه نه مالك زيان شماست، و نه مالك سود شما» (قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً).

    و به همين دليل بارها در دست دشمنان گرفتار شد و يا دوستانش گرفتار شدند و اگر لطف خدا شامل حال او نبود هيچ گامى نمى‏توانست بردارد.

    و در پايان به آنها اخطار مى‏كند كه گمان نكنيد خداوند سخنان نارواى شما را نمى‏شنود و يا از درون شما آگاه نيست «خداوند هم شنواست و هم دانا» (وَ اللَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ).

    (آيه 77)- در اين آيه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور مى‏دهد كه به دنبال روشن شدن اشتباه اهل كتاب در زمينه غلو در باره پيامبران الهى با استدلالات روشن از آنها دعوت كند كه از اين راه رسما بازگردند و مى‏گويد: «بگو: اى اهل كتاب! در دين خود، غلوّ و تجاوز از حد نكنيد و غير از حق چيزى مگوييد» (قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ).

    البته غلو نصارى روشن است و اما در مورد غلو يهود كه خطاب «يا اهل الكتاب» شامل آنها نيز مى‏شود بعيد نيست كه اشاره به سخنى باشد كه در باره عزير پيغمبر خدا مى‏گفتند و او را فرزند خدا مى‏دانستند.

    و از آنجا كه سر چشمه غلو غالبا پيروى از هوى و هوس گمراهان است، براى تكميل اين سخن مى‏گويد: «از هوسهاى اقوامى كه پيش از شما گمراه شدند و بسيارى را نيز گمراه كردند و از راه مستقيم منحرف گشتند، پيروى نكنيد» (وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثِيراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ).

    اين جمله اشاره به چيزى است كه در تاريخ مسيحيت نيز منعكس است كه مسأله تثليث و غلوّ در باره مسيح (ع) در قرون نخستين مسيحيت در ميان آنها وجود نداشت بلكه هنگامى كه بت‏پرستان هندى و مانند آنها به آيين مسيح پيوستند، چيزى از بقاياى آيين سابق را كه تثليث و شرك بود به مسيحيت افزودند.

  7. #57
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره مائده

    (آيه 78)- در اين آيه و دو آيه بعد براى اين كه از تقليدهاى كوركورانه اهل كتاب از پيشينيانشان جلوگيرى كند اشاره به سرنوشت شوم آنها كرده و مى‏گويد:
    «كافران از بنى اسرائيل بر زبان داود و عيسى بن مريم، لعن شدند و اين دو پيامبر بزرگ از خدا خواستند كه آنها را از رحمت خويش دور سازد» (لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى‏ لِسانِ داوُدَ وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ).

    آيه فوق اشاره به اين است كه بودن جزء نژاد بنى اسرائيل و يا جزء اتباع مسيح، مادام كه هماهنگى با برنامه‏هاى آنها نبوده باشد باعث نجات كسى نخواهد شد، بلكه خود اين پيامبران از اين گونه افراد ابراز تنفر و انزجار كرده‏اند.
    جمله آخر آيه نيز اين مطلب را تأكيد مى‏كند و مى‏گويد: «اين اعلام تنفر و بيزارى به خاطر آن بود كه آنها گناهكار و متجاوز بودند» (ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ).

    (آيه 79)- به علاوه آنها به هيچ وجه مسؤوليت اجتماعى براى خود قائل نبودند و «يكديگر را از كار خلاف نهى نمى‏كردند، و حتى جمعى از نيكان آنها با سكوت و سازشكارى، افراد گناهكار را عملا تشويق مى‏كردند» (كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُ).
    و به اين ترتيب «برنامه اعمال آنها بسيار زشت و ناپسند بود» (لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَ).

  8. #58
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره مائده

    (آيه 80)- در اين آيه به يكى ديگر از اعمال خلاف آنها اشاره كرده، مى‏گويد: «بسيارى از آنان را مى‏بينى كه طرح دوستى و محبت با كافران مى‏ريزند» (تَرى‏ كَثِيراً مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا).

    بديهى است كه دوستى آنها ساده نبود، بلكه دوستى آميخته با انواع گناه و تشويق آنان به اعمال و افكار غلط بود، و لذا در آخر آيه مى‏فرمايد: «چه بد اعمالى از پيش براى معاد خود فرستادند، اعمالى كه نتيجه آن، خشم و غضب الهى بود و در عذاب الهى جاودانه خواهند ماند» (لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ فِي الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ).

    (آيه 81)- اين آيه راه نجات از اين برنامه غلط و نادرست را به آنها نشان مى‏دهد كه «اگر راستى ايمان به خدا و پيامبر و آنچه بر او نازل شده است مى‏داشتند هيچ گاه تن به دوستى بيگانگان و دشمنان خدا در نمى‏دادند و آنان را به عنوان تكيه گاه خود انتخاب نمى‏كردند» (وَ لَوْ كانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ النَّبِيِّ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِياءَ).

    ولى متأسفانه در ميان آنها كسانى كه مطيع فرمان الهى باشند كمند «و بسيارى از آنها از دايره فرمان خدا خارج شده، راه فسق را پيش گرفته‏اند» (وَ لكِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ).

  9. #59
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره مائده

    (آيه 82)-
    شأن نزول:
    نخستين مهاجران اسلام! در شأن نزول سلسله آيات 82 تا 86- نقل كرده‏اند كه اين آيات در باره نجاشى زمامدار حبشه در عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ياران او نازل شده است.

    آنچه در باره اين موضوع نقل شده، چنين است: در سالهاى نخستين بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و دعوت عمومى او، مسلمانان در اقليت شديدى قرار داشتند، قريش به قبائل عرب توصيه كرده بود كه هر كدام، افراد وابسته خود را كه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ايمان آورده است تحت فشار شديد قرار دهند و به اين ترتيب هر يك از مسلمانان از طرف قوم و قبيله خود سخت تحت فشار قرار داشت.

    آن روز تعداد مسلمانان براى دست زدن به يك «جهاد آزاديبخش» كافى نبود، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى حفظ اين دسته كوچك، و تهيه پايگاهى براى مسلمانان در بيرون حجاز، به آنها دستور مهاجرت به حبشه داد.
    يازده مرد و چهار زن از مسلمانان راه حبشه را پيش گرفتند، و اين در ماه رجب سال پنجم بعثت بود، و اين مهاجرت، مهاجرت اول نام گرفت.

    چيزى نگذشت كه «جعفر بن أبو طالب» و جمعى ديگر از مسلمانان به حبشه رفتند و هسته اصلى يك جمعيت متشكل اسلامى را كه از 82 نفر مرد و عدّه قابل ملاحظه‏اى زن و كودك تشكيل مى‏شد بوجود آوردند.
    طرح اين مهاجرت براى بت‏پرستان سخت دردناك بود، و براى به هم زدن‏ اين موقعيت دست به كار شدند، و دو نفر از جوانان با

    هوش و حيله‏گر و پشت هم‏انداز يعنى «عمرو عاص» و «عمارة بن وليد» را انتخاب كردند و با هداياى فراوانى به حبشه فرستادند، اين دو نفر با مقدماتى به حضور نجاشى بار يافتند.

    «عمرو عاص» با نجاشى چنين گفت: «ما فرستادگان بزرگان مكّه‏ايم، تعدادى از جوانان سبك مغز در ميان ما پرچم مخالفت برافراشته‏اند و از آيين نياكان خود برگشته و به بدگويى از خدايان ما پرداخته و آشوب و فتنه به پا كرده و از موقعيت سرزمين شما سوء استفاده كرده و به اينجا پناه آوردند، ما از آن مى‏ترسيم كه در اينجا نيز دست به اخلال‏گرى زنند، بهتر اين است كه آنها را به ما بسپاريد تا به محل خود بازگردانيم ....»
    اين را گفتند و هدايايى را كه با خود آورده بودند تقديم داشتند.
    نجاشى گفت: تا من با نمايندگان اين پناهندگان به كشورم تماس نگيرم نمى‏توانم در اين زمينه سخن بگويم! روز ديگرى در يك جلسه مهم كه اطرافيان نجاشى و جمعى از دانشمندان مسيحى و جعفر بن أبي طالب به عنوان نمايندگى مسلمانان، و نمايندگان قريش، حضور داشتند، نجاشى پس از استماع سخنان نمايندگان قريش رو به جعفر كرد و از او خواست كه نظر خود را در اين زمينه بيان كند.
    «جعفر پس از اداى احترام چنين گفت: نخست از اينها بپرسيد آيا ما جزء بردگان فرارى اين جمعيتيم؟
    عمرو گفت: نه شما آزاديد.
    جعفر- و نيز سؤال كنيد آيا آنها دينى بر ذمه ما دارند كه آن را از ما مى‏طلبند؟
    عمرو- نه ما هيچ گونه مطالبه‏اى از شما نداريم.
    جعفر- آيا خونى از شما ريخته‏ايم؟ كه آن را از ما مى‏طلبيد؟
    عمرو- نه چنين چيزى در كار نيست.
    سپس جعفر رو به نجاشى كرد و گفت: ما جمعى نادان بوديم، بت‏پرستى مى‏كرديم، گوشت مردار مى‏خورديم، انواع كارهاى زشت و ننگين انجام مى‏داديم، قطع رحم مى‏كرديم و نسبت به همسايگان خويش بدرفتارى داشتيم، و نيرومندان ما حق ضعيفان را مى‏خوردند! ولى خداوند پيامبرى در ميان ما مبعوث كرد كه به ما دستور داده است هر گونه شبيه و شريك را از خدا دور سازيم و فحشاء و منكرات و ظلم و ستم و قمار را ترك گوييم، به ما دستور داده نماز بخوانيم، زكات بدهيم، عدالت و احسان پيشه كنيم و بستگان خود را كمك نماييم.

    نجاشى گفت: عيساى مسيح نيز براى همين مبعوث شده بود! سپس از جعفر پرسيد: آيا چيزى از آياتى كه بر پيامبر شما نازل شده است حفظ دارى؟
    جعفر گفت: آرى! و سپس شروع به خواندن سوره «مريم» كرد.

    حسن انتخاب جعفر، در مورد آيات تكان دهنده اين سوره كه مسيح و مادرش را از هر گونه تهمتهاى ناروا پاك مى‏سازد، اثر عجيبى گذاشت تا آنجا كه قطره‏هاى اشك شوق، از ديدگان دانشمندان مسيحى سرازير گشت، و نجاشى صدا زد به خدا سوگند نشانه‏هاى حقيقت در اين آيات نمايان است! هنگامى كه «عمرو» خواست در اينجا سخنى بگويد و تقاضاى سپردن مسلمانان را به دست وى كند، نجاشى دست بلند كرد، و محكم بر صورت عمرو كوبيد و گفت: خاموش باش به خدا سوگند اگر بيش از اين سخنى در مذمت اين جمعيت بگويى تو را مجازات خواهم كرد! سالها گذشت، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هجرت كرد و كار اسلام بالا گرفت، و عهدنامه «حديبيه» امضا شد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله متوجه فتح «خيبر» گشت، در آن روز كه مسلمانان از فرط شادى به خاطر در هم شكستن بزرگترين كانون خطر يهود در پوست نمى‏گنجيدند، از دور شاهد حركت دسته جمعى عده‏اى به سوى سپاه اسلام بودند، چيزى نگذشت كه معلوم شد اين جمعيت همان مهاجران حبشه‏اند كه به آغوش وطن باز مى‏گردند! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با مشاهده «جعفر» و مهاجران حبشه، اين جمله تاريخى را فرمود:
    لا ادرى انا بفتح خيبر اسرّ ام بقدوم جعفر؟!: «نمى‏دانم از پيروزى خيبر خوشحالتر باشم يا از بازگشت جعفر»؟
    مى‏گويند، علاوه بر مسلمانان، هشت نفر از شاميان كه در ميان آنها يك راهب مسيحى بود و تمايل شديد به اسلام پيدا كرده بود، خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيدند و پس از شنيدن آيات سوره يس به گريه افتادند و مسلمان شدند و گفتند: چقدر اين آيات به تعليمات راستين مسيح شباهت دارد آيات 82 تا 86- نازل شد و از اين مؤمنان تجليل كرد.

  10. #60
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره مائده

    ادامه آیه 82-

    تفسير:

    كينه توزى يهود و نرمش نصارى! در سلسله آيات 82 تا 86- مقايسه‏اى ميان يهوديان و مسيحيانى كه معاصر پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله بوده‏اند شده است، نخست آيه يهود و مشركان را در يك صف و مسيحيان را در صف ديگر قرار داده، مى‏گويد: «بطور مسلم سرسخت‏ترين دشمنان مؤمنان را يهود و مشركان خواهى يافت، و با محبت‏ترين آنها نسبت به مؤمنان مدعيان مسيحيتند» (لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏).

    تاريخ اسلام به خوبى گواه اين حقيقت است، زيرا در بسيارى از صحنه‏هاى نبرد ضد اسلامى، يهود بطور مستقيم يا غير مستقيم دخالت داشتند.

    در حالى كه در غزوات اسلامى، كمتر مسلمانان را مواجه با مسيحيان مى‏بينيم، سپس قرآن دليل اين تفاوت روحيه و خط مشى اجتماعى را طى چند جمله بيان كرده، مى‏گويد: مسيحيان معاصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله امتيازاتى داشتند كه در يهود نبود. نخست اين كه: «در ميان آنها جمعى دانشمند بودند كه به اندازه دانشمندان دنياپرست يهود در كتمان حقيقت كوشش نداشتند» (ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ).

    و نيز در ميان آنها جمعى «تارك دنيا بودند» كه درست در نقطه مقابل حريصان يهود گام برمى‏داشتند (وَ رُهْباناً). «و بسيارى از آنها در برابر پذيرش حق خاضع بودند، و تكبرى از خودشان نمى‏دادند» (وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ).

    در حالى كه اكثريت يهود به خاطر اين كه خود را نژاد برتر مى‏دانستند، از قبول آيين اسلام كه از نژاد يهود برنخاسته بود سر باز مى‏زدند.

صفحه 6 از 9 نخستنخست ... 45678 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •