(آيه 41)

شأن نزول:

از امام باقر عليه السّلام نقل شده كه: يكى از اشراف يهود خيبر كه داراى همسر بود، با زن شوهردارى كه او هم از خانواده‏هاى سرشناس خيبر محسوب مى‏شد عمل منافى عفت انجام داد، يهوديان از اجراى حكم تورات (سنگسار كردن) در مورد آنها ناراحت بودند، اين بود كه به هم مسلكان خود در مدينه پيغام فرستادند كه حكم اين حادثه را از پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله بپرسند (تا اگر در اسلام حكم سبكترى بود آن را انتخاب كنند و در غير اين صورت آن را نيز به دست فراموشى بسپارند و شايد از اين طريق مى‏خواستند توجه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله را نيز به خود جلب كنند و خود را دوست مسلمانان معرفى نمايند).

در اين موقع حكم سنگباران كردن كسانى كه مرتكب زناى محصنه مى‏شود نازل گرديد، ولى آنها از پذيرفتن اين حكم شانه خالى كردند! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اضافه كرد: اين همان حكمى است كه در تورات شما نيز آمده، آيا موافقيد كه يكى از شما را به داورى بطلبم و هر چه او از زبان تورات نقل كرد بپذيريد. گفتند: آرى.

پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت: ابن صوريا كه در فدك زندگى مى‏كند چگونه عالمى است؟

گفتند: او از همه يهود به تورات آشناتر است، به دنبال او فرستادند و هنگامى كه نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد به او فرمود: آيا حكم سنگباران كردن در چنين موردى در تورات بر شما نازل شده است يا نه؟

او در پاسخ گفت: آرى! چنين حكمى در تورات آمده است.

پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت: چرا از اجراى اين حكم سرپيچى مى‏كنيد؟

او در جواب گفت: حقيقت اين است كه ما در گذشته اين حد را در باره افراد عادى اجرا مى‏كرديم، ولى در مورد ثروتمندان و اشراف خوددارى مى‏نموديم، اين بود كه گناه مزبور در طبقات مرفّه جامعه ما رواج يافت. به همين جهت ما قانونى سبكتر از قانون سنگسار كردن تصويب نموديم.

در اين هنگام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه آن مرد و زن را در مقابل مسجد سنگسار كنند.

و فرمود: خدايا من نخستين كسى هستم كه حكم تو را زنده نمودم بعد از آن كه يهود آن را از بين بردند.

در اين هنگام آيه نازل شد و جريان مزبور را بطور فشرده بيان كرد.