حجاب در قرآن
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

موضوع: حجاب در قرآن

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #12
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    278

    Re: حجاب در قرآن

    دليل سوم:
    «لايبدين زينتهن الا لبعولتهن ....» مرحوم، آية الله خويى - رضوان الله عليه - براى اثبات وجوب پوشش وجه و كفين، به اين قسمت از آيه، استدلال كرده اند و فرموده اند:«هرچند از قسمت اول آيه، كه استثناء «الا ماظهر» دارد، وجوب پوشش كل بدن، غير از وجه و كفين و عدم وجوب پوشش وجه و كفين استفاده مى‏شود، ولى قسمت قبل، در مقام بيان حكم ظاهر شدن قسمتى از بدن است نه بيان حكم اظهار بدن براى ديگران و حكم اظهار بدن براى ديگران را قسمت دوم، يعنى‏«لايبدين زينتهن الا لبعولتهن‏» بيان مى‏كند كه مطلقا بدون هيچ استثنايى آيه كريمه مى‏فرمايد: جز براى شوهر... بدن را آشكار نكند.

    در نتيجه، در مقام اظهار براى ديگران، هيچ موضعى از بدن استثناء نشده است و فقط بعضى از افراد استثناء شده‏اند. پس تمام بدن حتى وجه و كفين، در مقابل مردان بايد پوشيده باشد. و اين كه قسمت اول كه همراه استثنا است فقط حكم ظهور فى حد نفسه را بيان مى‏كند و قسمت دوم، حكم اظهار براى ديگران را مى‏فرمايد: فعلبداءاگر متعلق آن بدون لام بيايد معناى آشكار نكردن در مقابل پوشاندن دارد و اگر متعلق آن همراه لام باشد معناى پوشاندن در مقابل ارائه به ديگران دارد لذا قسمت اول، معناى ظهور فى نفسه و قسمت دوم، معناى اظهار براى ديگران را دارد.

    «البداءبمعنى المظهور كما فى قوله تعالى بدت لهماسؤاتهماوالابداء بمعنى الاظهار فاذا كان متعلقا بثى و لم يكن متعديا يا للام يكون فى مقابل الستر واذا كان متعلقا باللام كان فى مقابل الاخفاء بمعنى الارائه والاعلام ومن هنايظهرمن آلايه الكريمه فان قوله عز وجل اولا«ولابيدين زينتهن الا ما ظهر منها» انما يعبد وجوب ستر البدن الذى هوموضع الزينه و حرمة كشفه ماعدا الوجه والكفين فى حين ان قوله ثانيا«ولابيدين زينتهن الا لبعوتهن‏» يفيد حرمة اظهار بدنها وجعل الغيرمطلعا عليه واراءته مطلقا من دون فرق بين الوجه واليدين (41)

    بعدا ايشان رواياتى را كه وجه و كفين را استثناء كرده توجيه مى‏كنند و تطبيق مى‏دهند بر نظر خودشان، مى‏فرمايند: رواياتى كه وجه كفين را استثناء كرده مربوط به همان قسمت اول آيه است كه خود آيه استنثادارد و رواياتى كه وجوب پوشش وجه وكفين رابيان مى‏كند. (42) مربوط به قسمت دوم آيه است.«فان هذه الايه تصدى لبيان حكمين،حكم الظهورفى نفسه عنداحتمال وجود ناظرمحترم وحكم الاظهارللغير عندالقطع بوجود ناظرمحترم والذى يطهران الروايات الوارده فى تفسير هذه الايه الكريمه تؤكد ماذكرناه من التفصيل فان بعضهانسال عن القسم الاول وبعضهاعن القسم الثانى‏». (43)

    جواب: اساس استدلال ايشان براين است كه معناى فعل‏«لايبدين‏» با آوردن و يا نياوردن لام تغيير مى‏كند در صورتى كه در مقام استعمال، غير از آن ممكن نيست; چون كه آيه، اولا،مى‏خواهد مقدارى ازبدن را كه حكم وجوبى پوشش دارد ومقدارى كه حكم وجوب پوشش ندارد بيان كند و در مقام تعرض به افراد ديگر نيست، لذا متعلق را همراه با لام نياورد وثانيا، مى‏خواهد حكم زن در مقابل ديگران را بيان كند، پس مجبور است متعلق را همراه لام بياورد. اما اين كه معناى فعل‏تغيير پيدا مى‏كند صرف استظهار است ودليلى ندارد. لغوى هم اين را نگفته‏است.

    ثالثا، حكم ظهور فى حد نفسه يا احتمال وجود ناظر محترم يعنى چه؟ اگر ناظر نيست كه اصلا حكم پوشش هم نيست و در صورت احتمال اگر احتمال عقلانى وقوى است كه مثل وجود ناظر است و حق ندارد خود را برهنه كند واگر احتمال غير عقلانى و ضعيف است مثل عدم وجودناظر است، پس دراين صورت، با معناى ايشان هيچ موردى براى قسمت اول آيه باقى نمى‏ماند. رابعا، توجيه روايات قرينه اى ندارد و صرف احتمال است.
    ویرایش توسط امیرحسین : 08-27-2013 در ساعت 09:14 PM

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •