(آيه 17)- و در اين آيه، به سرنوشت دردناك او با عبارتى كوتاه و پر معنى اشاره كرده، مىفرمايد: «و به زودى او را مجبور مىكنم كه از قلّه زندگى بالا رود» و سپس او را به زير مىافكنم (سارهقه صعودا).
احتمال دارد كه آيه اشاره به عذاب دنيوى «وليد» در اين جهان باشد، زيرا او بعد از رسيدن به اوج قله پيروزى در زندگى فردى و اجتماعى چنان سقوط كرد كه تا آخر عمر مرتبا اموال و فرزندان خود را از دست مىداد و بيچاره شد.
(آيه 18)- مرگ بر او، چه نقشه شومى كشيد! در اينجا توضيحات بيشترى پيرامون مردى كه خداوند مال و فرزندان فراوان به او داده بود و او در مقام مخالفت با پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله برآمد- يعنى وليد بن مغيره مخزومى- آمده است.
مىفرمايد: «او انديشه كرد (كه پيامبر و قرآن را به چه چيز متهم كند؟) و مطلب را آماده ساخت» (انه فكر و قدر).
(آيه 19)- سپس براى مذمت او مىافزايد: «مرگ بر او باد! چگونه (براى مبارزه با حق) مطلب را آماده كرد» (فقتل كيف قدر).
(آيه 20)- و به عنوان تأكيد مىافزايد: «باز هم مرگ بر او، چگونه مطلب (و نقشه شيطانى خود را براى مبارزه با حق) آماده نمود» (ثم قتل كيف قدر).
و اين اشاره به همان چيزى است كه در شأن نزول آمد كه او مىخواست افكار مشركان را متحد سازد، تا يك زبان، مطلبى را بر ضد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تبليغ كنند.
اين جملهها دليل بر اين است كه «وليد» در افكار شيطانى مهارت داشت، آن چنان كه فكر و انديشهاش مايه تعجب بود.
(آيه 21)- سپس مىافزايد: «سپس نگاهى افكند» (ثم نظر). و ساخته و پرداخته فكر خود را مورد بازرسى مجدد قرار داد تا از استحكام و انسجام لازم و جنبههاى مختلف آن آگاه و مطمئن گردد.
(آيه 22)- «بعد چهره درهم كشيد و عجولانه دست به كار شد» (ثم عبس و بسر).
(آيه 23)- «سپس پشت (به حق) كرد و تكبر ورزيد» (ثم ادبر و استكبر).





