(آيه 12)- سپس مىافزايد: «همان كس كه براى او مال گسترده قرار دادم» (و جعلت له مالا ممدودا).
(آيه 13)- سپس به فزونى نيروى انسانى او اشاره كرده، مىافزايد:
«و فرزندانى (براى او قرار دادم) كه همواره نزد او و در خدمت او هستند» (و بنين شهودا).
دائما آماده كمك و خدمت بودند، و حضورشان مايه انس و راحت او بود.
(آيه 14)- و بعد به ساير مواهبى كه به او ارزانى داشته بود بطور كلى اشاره كرده، مىفرمايد: «وسائل زندگى را از هر نظر براى وى فراهم ساختم» (و مهدت له تمهيدا).
نه فقط مال و فرزندان برومند، بلكه در جهات اجتماعى و جنبههاى جسمانى از هر نظر غرق در نعمت بود.
(آيه 15)- ولى او به جاى اين كه در برابر بخشنده اين همه نعمتها سر تعظيم فرود آورد، و پيشانى به آستانش بسايد، در مقام كفران و افزون طلبى برآمد و با اين همه مال و نعمت «باز هم طمع دارد كه بر (نعمتهاى) او بيفزايم» (ثم يطمع ان ازيد).
اين منحصر به «وليد بن مغيره» نبود، بلكه همه دنيا پرستان چنيند، هرگز عطش آنها فرو نمىنشيند، و اگر هفت اقليم را زير نگين آنها قرار دهند باز هم در بند اقليمى ديگرند.
(آيه 16)- ولى اين آيه با شدت تمام دست ردّ به سينه اين نامحرم مىگذارد، مىگويد: «هرگز چنين نخواهد شد (كه بر نعمتش بيفزايم) چرا كه او نسبت به آيات ما دشمنى مىورزد» (كلا انه كان لآياتنا عنيدا).
و با اين كه به خوبى مىدانست كه اين قرآن نه كلام جن است و نه كلام بشر، ريشههائى نيرومند و شاخههايى پرثمر و جاذبهاى بىمانند دارد باز آن را «سحر» مىناميد و آورنده آن را ساحر!





