(آيه 40)- سپس به گوشهاى از شرح حال اصحاب اليمين و گروه مقابل آنها پرداخته، مىافزايد: «آنها در باغهاى بهشتند، و سؤال مىكنند ...» (فى جنات يتساءلون).
(آيه 41)- «از مجرمان» (عن المجرمين).
(آيه 42)- مىگويند: «چه چيز شما را به دوزخ وارد ساخت»؟! (ما سلككم فى سقر).
از اين آيات به خوبى استفاده مىشود كه رابطه ميان بهشتيان و دوزخيان بكلى قطع نمىگردد، بهشتيان مىتوانند از عالم خود وضع دوزخيان را مشاهده كنند، و با آنها به گفتگو پردازند.
(آيه 43)- مجرمان در پاسخ اين سؤال به چهار گناه بزرگ خويش در اين رابطه اعتراف مىكنند نخست اين كه: «مىگويند: ما از نمازگزاران نبوديم» (قالوا لم نك من المصلين).
اگر نماز مىخوانديم نماز ما را به ياد خدا مىانداخت، و نهى از فحشاء و منكر مىكرد، و ما را به صراط مستقيم الهى دعوت مىنمود.
(آيه 44)- ديگر اين كه: «ما اطعام مستمند نمىكرديم» (و لم نك نطعم المسكين).
اطعام مسكين گرچه به معنى غذا دادن به بينوايان است، ولى ظاهرا منظور از آن، هرگونه كمك به نيازمنديهاى ضرورى نيازمندان مىباشد، اعم از خوراك و پوشاك و مسكن و غير اينها و منظور از آن «زكات واجب» است چرا كه ترك انفاقهاى مستحبى سبب ورود در دوزخ نمىشود.





