(آيه 19)- و به دنبال آن مىگويد: «پس كسى كه نامه اعمالش را به دست راستش دهند (از فرط خوشحالى) فرياد مىزند كه (اى اهل محشر!) نامه اعمال مرا بگيريد و بخوانيد» (فاما من اوتى كتابه بيمينه فيقول هاؤم اقرؤا كتابيه).
(آيه 20)- سپس بزرگترين افتخار خود را در اين كلمه خلاصه كرده، مىگويد: «من يقين داشتم (كه قيامتى در كار است، و) به حساب اعمالم مىرسم» (انى ظننت انى ملاق حسابيه).
يعنى، آنچه نصيب من شده به خاطر ايمان به چنين روزى است، و راستى هم همين است ايمان به حساب و كتاب به انسان روح تقوا و پرهيزگارى مىبخشد و تعهد و احساس مسؤوليت در او ايجاد مىكند، و مهمترين عامل تربيت انسان است.
پاسخ به يك سؤال:
در اينجا ممكن است سؤالى مطرح شود و آن اين كه آيا مؤمنانى كه طبق آيات فوق صدا مىزنند: اى اهل محشر! بياييد و نامه اعمال ما را بخوانيد، مگر گناهى در تمام نامه اعمالشان نيست؟
پاسخ اين سؤال را مىتوان از بعضى احاديث استفاده كرد از جمله، در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله مىخوانيم كه: «خداوند در قيامت نخست از بندگان خود اقرار بر گناهانشان مىگيرد، سپس مىفرمايد: من اين گناهان را در دنيا براى شما مستور ساختم، و امروز هم آن را مىبخشم سپس (فقط) نامه حسناتش را به دست راست او مىدهند».
(آيه 21)- در اين آيه گوشهاى از پاداشهاى چنين كسانى را بيان كرده، مىفرمايد: «پس او در يك زندگى (كاملا) رضايتبخش قرار خواهد داشت» (فهو فى عيشة راضية).





