(آيه 18)- خشنودى خدا از شركت كنندگان در بيعت رضوان گفتيم در ماجراى حديبيه سفرائى ميان «پيامبر» صلّى اللّه عليه و اله و «قريش» رد و بدل شد، از جمله پيامبر صلّى اللّه عليه و اله «عثمان بن عفان» را به عنوان نماينده نزد مشركان مكه فرستاد قريش عثمان را موقتا توقيف كردند، و به دنبال آن در بين مسلمانان شايع شد كه عثمان كشته شده پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرمود: من از اينجا حركت نمى‏كنم تا با اين گروه پيكار كنم.

سپس به زير درختى كه در آنجا بود آمد، و با مردم تجديد بيعت كرد، و از آنها خواست كه در پيكار با مشركان كوتاهى نكنند، و كسى پشت به ميدان جهاد نكند.

اين بيعت به عنوان «بيعت رضوان» (بيعت خشنودى خداوند) معروف شد، و لرزه بر اندام مشركان انداخت و نقطه عطفى در تاريخ اسلام بود.

قرآن در اينجا از اين ماجرا سخن مى‏گويد، مى‏فرمايد: «خداوند از مؤمنان- هنگامى كه در زير آن درخت با تو بيعت كردند- راضى و خشنود شد» (لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ).

هدف از اين «بيعت» انسجام هر چه بيشتر نيروها، تقويت روحيه، تجديد آمادگى رزمى، سنجش افكار، و آزمودن ميزان فداكارى دوستان وفادار بود.

و خداوند به اين مؤمنان فداكار چهار پاداش بزرگ داد كه از همه مهمتر رضايت و خشنودى او بود، همان گونه كه در آيه 72 سوره توبه نيز مى‏خوانيم:
«وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ» و رضا و خشنودى خداوند از همه نعمتهاى بهشتى برتر است».

سپس مى‏افزايد: «خدا آنچه را در درون دلهايشان (از صداقت و ايمان و آمادگى و وفادارى نسبت به اين پيمان) نهفته بود مى‏دانست، از اين رو آرامش را بر دلهايشان نازل كرد» (فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ).

آن چنان آرامشى كه در ميان انبوه دشمنان در ميان سلاحهاى آماده آنها ترس و وحشتى به دل راه نمى‏دادند. و اين دومين موهبت الهى نسبت به آنها بود.

و در پايان اين آيه به سومين موهبت اشاره كرده، مى‏فرمايد: «و پيروزى نزديكى به عنوان پاداش نصيب آنها فرمود» (وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً).

آرى! اين فتح- كه به گفته اكثر مفسران «فتح خيبر» بود- سومين پاداش الهى براى اين مؤمنان ايثارگر بود.

و تعبير به «قريبا» (به زودى) تأييدى است بر اين كه منظور «فتح خيبر» است.