(آيه 11)- عذر تراشى متخلفان! بعد از ذكر سرنوشت منافقان و مشركان در آيات قبل، در اينجا وضع متخلفان و بازماندگان ضعيف الايمان را بازگو مى‏كند، تا حلقات اين بحث تكميل گردد.

مى‏فرمايد: «به زودى متخلفان از اعراب باديه نشين (عذر تراشى كرده) مى‏گويند: (حفظ) اموال و خانواده‏هاى ما، ما را به خود مشغول داشت (و نتوانستيم در سفر حديبيه تو را همراهى كنيم) براى ما طلب آمرزش كن»! (سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا فَاسْتَغْفِرْ لَنا).

«آنها به زبان خود چيزى مى‏گويند كه در دل ندارند» (يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ). آنها حتى در توبه خود صادق نيستند.

ولى به آنها «بگو: چه كسى مى‏تواند در برابر خداوند از شما دفاع كند هر گاه زيانى براى شما بخواهد و يا اگر نفعى اراده كند» مانع گردد (قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرادَ بِكُمْ نَفْعاً).

آرى «خداوند به همه كارهايى كه انجام مى‏دهيد آگاه است» (بَلْ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً).
او به خوبى مى‏داند كه اين عذر و بهانه‏ها واقعيت ندارد آنچه واقعيت دارد شك و ترديد و ترس و ضعف ايمان شماست.

(آيه 12)- سپس براى توضيح بيشتر پرده‏ها را كاملا كنار زده مى‏افزايد: «ولى شما گمان كرديد پيامبر و مؤمنان هرگز به خانواده‏هاى خود باز نخواهند گشت» (بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلى‏ أَهْلِيهِمْ أَبَداً).

آرى! علت عدم شركت شما در اين سفر تاريخى مسأله اموال و زن و فرزند نبود، بلكه عامل اصلى سوء ظنى بود كه به خدا داشتيد، و با محاسبات غلط خود چنين فكر مى‏كرديد كه اين سفر، سفر پايانى عمر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و مؤمنان است و بايد از آن كناره گيرى كرد.

«و اين (پندار غلط) در دلهاى شما زينت يافته بود و گمان بد كرديد» (وَ زُيِّنَ ذلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ).

چرا كه فكر مى‏كرديد خداوند پيامبرش را به اين سفر فرستاده، و آنها را به چنگال دشمنان سپرده و از آنها حمايت نخواهد كرد!

«و سر انجام (در دام شيطان افتاديد و) هلاك شديد»! (وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً).
چه هلاكتى از اين بدتر كه از شركت در اين سفر تاريخى، و بيعت رضوان و افتخارات ديگر محروم شديد، و به دنبال آن رسوائى بزرگ بود، و در آينده عذاب دردناك آخرت است.