(آيه 15)- اى انسان! به مادر و پدر نيكى كن اين آيه و آيات آينده در حقيقت توضيحى است در باره دو گروه «ظالم» و «محسن» كه در آيات قبل به سرنوشت آنها اجمالا اشاره شده است.

نخست به وضع «نيكو كاران» پرداخته، و از مسأله نيكى به پدر و مادر و شكر زحمات آنها كه مقدمه‏اى است براى شكر پروردگار شروع كرده، مى‏فرمايد: «ما انسان را توصيه كرديم كه در باره پدر و مادرش نيكى كند» (وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ إِحْساناً).

سپس به دليل لزوم حق شناسى در برابر مادر پرداخته، مى‏گويد: «مادر، او را با اكراه و ناراحتى حمل مى‏كند، و با ناراحتى بر زمين مى‏گذارد، و دوران حمل و از شير باز گرفتنش سى ماه است» (حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً).

«مادر» در طول اين سى ماه بزرگترين ايثار و فداكارى را در مورد فرزندش انجام مى‏دهد و اينكه قرآن در اينجا تنها از ناراحتيهاى مادر سخن به ميان آورده و سخنى از پدر در ميان نيست نه به خاطر عدم اهميت آن است، چرا كه پدر نيز در بسيارى از اين مشكلات شريك مادر است، ولى چون مادر سهم بيشترى دارد بيشتر روى او تكيه شده است.

ضمنا از اين تعبير قرآنى مى‏توان استفاده كرد كه هر قدر از مقدار حمل كاسته شود بايد بر مقدار دوران شير خوارى افزود، به گونه‏اى كه مجموعا سى ماه تمام را شامل گردد.

سپس مى‏افزايد: حيات انسان همچنان ادامه مى‏يابد «تا زمانى كه به كمال قدرت نيروى جسمانى رسد، و به مرز چهل سالگى وارد شود» (حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً).

در حديثى آمده است: «شيطان دستش را به صورت كسانى كه به چهل سالگى برسند و از گناه توبه نكنند مى‏كشد و مى‏گويد پدرم فداى چهره‏اى باد كه هرگز رستگار نمى‏شود»! و در جبين اين انسان نور رستگارى نيست!.