(آيه 12)- سپس به دليل ديگرى براى اثبات حقانيت قرآن و نفى تهمت مشركان كه مىگفتند: اين يك دروغ قديمى است پرداخته، مىگويد: از نشانههاى صدق اين كتاب بزرگ اين است كه: «پيش از آن، كتاب موسى كه پيشوا و رحمت بود (نشانههاى آن را بيان كرده) و اين كتاب هماهنگ با نشانههاى تورات است» (وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً وَ هذا كِتابٌ مُصَدِّقٌ).
با اين حال چگونه مىگوئيد اين يك دروغ قديمى است؟! و به دنبال آن مىافزايد: اين در حالى است كه اين كتاب آسمانى «به زبان عربى و فصيح و گوياست» كه همگان از آن بهرهمند شوند (لِساناً عَرَبِيًّا).
و در پايان آيه هدف نهائى از نزول قرآن را در دو جمله كوتاه به اين صورت شرح مىدهد: «هدف اين بوده كه ظالمان را انذار و نيكو كاران را بشارت دهد» (لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ بُشْرى لِلْمُحْسِنِينَ).
(آيه 13)- اين آيه در حقيقت تفسيرى است براى «محسنين» (نيكو كاران) كه در آيه قبل آمده بود، مىفرمايد: «كسانى كه گفتند: پروردگار ما اللّه است، سپس استقامت كردند، نه ترسى براى آنهاست و نه اندوهگين مىشوند» (إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ).
بنابر اين «محسنين» كسانى هستند كه از نظر اعتقادى در خط توحيد، و از نظر عمل در خط استقامت و صبرند.
(آيه 14)- و در اين آيه مهمترين بشارت را به موحدان نيكو كار مىدهد و مىفرمايد: «آنها اهل بهشتند و جاودانه در آن مىمانند» (أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ خالِدِينَ فِيها).
«اين به پاداش اعمالى است كه انجام مىدادند» (جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ).





