(آيه 29)- معامله پرسود با پروردگار! از آنجا كه در آيه قبل به مقام خوف و خشيت عالمان اشاره شده بود در اين آيه به مقام «اميد و رجاء» آنها اشاره كرده، مىفرمايد: «كسانى كه كتاب الهى را تلاوت مىكنند، و نماز را بر پا مىدارند، و از آنچه به آنها روزى دادهايم در پنهان و آشكار انفاق مىكنند، آنها اميد تجارتى دارند كه نابودى و فساد و كساد در آن نيست» (إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ).
بديهى است كه «تلاوت» در اينجا به معنى قرائت سرسرى و خالى از تفكر و انديشه نيست، خواندنى است كه سر چشمه فكر باشد، فكرى كه سر چشمه عمل صالح گردد، عملى كه از يك سو انسان را به خدا پيوند دهد كه مظهر آن نماز است، و از سوى ديگر به خلق خدا ارتباط دهد كه مظهر آن انفاق است.
اين انفاق گاهى مخفيانه صورت مىگيرد تا نشانه اخلاص كامل باشد «سرّا».
و گاه آشكارا تا مشوق ديگران گردد و تعظيم شعائر شود «علانية».
آرى! علمى كه چنين اثرى دارد مايه رجاء و اميدوارى است.
(آيه 30)- اين آيه هدف اين مؤمنان راستين را چنين بيان مىكند: «آنها (اين اعمال صالح را انجام مىدهند) تا خداوند اجر و پاداششان را بطور كامل بپردازد، و از فضلش بر آنها بيفزايد كه او آمرزنده و شكور است» (لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ يَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ).
اين جمله در حقيقت اشاره به نهايت اخلاص آنهاست كه در اعمال نيك خود جز به پاداش الهى نظر ندارند، و خداوند علاوه بر پاداش معمولى كه آن خود گاهى صدها يا هزاران برابر عمل است از فضل خود بر آنان مىافزايد، و مواهبى، از فضل گستردهاش به آنها مىبخشد.





