(آيه 11)- با توجه به اين كه در آيات گذشته سخن از مسأله توحيد و معاد و صفات خدا در ميان بود، در اين آيه نخست به آفرينش انسان در مراحل مختلف اشاره كرده، مىگويد: «خداوند شما را از خاك آفريد» (وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ).
«سپس از نطفه» (ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ).
«بعد از آن شما را به صورت همسران يكديگر درآورد» (ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْواجاً).
مسلم است كه انسان از خاك است هم از اين نظر كه جدّ انسانها، آدم از خاك آفريده شده، و هم از اين نظر كه تمام موادى كه جسم انسان را تشكيل مىدهد و يا انسان از آن تغذيه مىكند، و يا نطفه او از آن منعقد مىشود همه سر انجام به موادى كه در خاكها نهفته است منتهى مىشود.
سپس وارد چهارمين و پنجمين مرحله حيات انسان شده، موضوع «باردارى مادران» و «وضع حمل» آنها را پيش كشيده، مىگويد: «هيچ جنس مادهاى باردار نمىشود و وضع حمل نمىكند مگر به علم پروردگار» (وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى وَ لا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ).
خاك بىجان و مرده كجا و انسان زنده عاقل و هوشيار و پرابتكار كجا؟! نطفه بىارزش كه از چند قطره آب متعفن تشكيل شده كجا و انسانى رشيد و زيبا و مجهز به حواس مختلف و دستگاههاى گوناگون كجا؟! بعد به مرحله «ششم» و «هفتم» اين برنامه شگرف در حلقه ديگر پرداخته و به مراحل مختلف عمر و فزونى و كاستى آن بر اثر عوامل مختلف اشاره كرده، مىگويد:
«و هيچ انسانى عمر طولانى نمىكند، يا از عمرش كاسته نمىشود مگر اين كه در كتاب (علم خداوند) ثبت است» و از قوانين و برنامههايى تبعيت مىكند كه حاكم بر آنها علم و قدرت اوست (وَ ما يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتابٍ).
و سر انجام آيه را با اين جمله پايان مىدهد: «همه اينها بر خداوند آسان است» (إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ).





