(آيه 10)- به دنبال اين بحث توحيدى، به اشتباه بزرگ مشركان كه عزت خويش را از بتها مىخواستند، اشاره كرده، مىفرمايد: «كسانى كه عزت مىخواهند (از خدا بطلبند چرا كه) تمام عزت از آن خداست» (مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً).
از آنجا كه تنها ذات پاك اوست كه شكست ناپذير است، لذا تمام عزت از آن اوست، و هر كس عزتى كسب مىكند از بركت درياى بىانتهاى اوست.
در حالات امام حسن مجتبى عليه السّلام مىخوانيم كه در ساعات آخر عمرش هنگامى كه يكى از ياران به نام «جنادة بن ابى سفيان» از او اندرز خواست نصايح ارزنده و مؤثرى براى او بيان فرمود كه از جمله اين بود: «هر گاه بخواهى بدون داشتن قبيله «عزيز» باشى و بدون قدرت حكومت و هيبت داشته باشى، از سايه ذلت معصيت خدا به درآى و در پناه عزت اطاعت او قرار گير»! سپس راه وصول به «عزت» را چنين تشريح مىكند: «سخنان پاكيزه و عقايد پاك به سوى او صعود مىكند» (إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ).
«و عمل صالح را او بالا مىبرد» (وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ).
«الكلم الطّيّب» به اعتقادات صحيح نسبت به مبدأ و معاد و آيين خداوند تفسير شده است.
سپس به نقطه مقابل آن پرداخته، مىگويد: «و كسانى كه نقشه سوء مىكشند عذاب شديدى براى آنهاست» (وَ الَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئاتِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ).
«و تلاش و كوشش آلوده و ناپاك و فاسد آنها نابود مىگردد» و به جايى نمىرسد (وَ مَكْرُ أُولئِكَ هُوَ يَبُورُ).





