(آيه 2)- بعد از بيان خالقيت پروردگار و رسالت فرشتگان كه واسطه فيض‏اند سخن از رحمت او به ميان مى‏آورد كه زير بناى تمام عالم هستى است.

مى‏فرمايد: «آنچه را خداوند از رحمت براى مردم بگشايد كسى نمى‏تواند جلو آن را بگيرد» (ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها).

«و آنچه را باز دارد و امساك كند كسى بعد از او قادر به فرستادن آن نيست» (وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ).

«چرا كه او قدرتمندى است شكست ناپذير و در عين حال حكيم و آگاه» (وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ).

خلاصه اين كه تمام خزائن رحمت نزد اوست و هر كس را لايق ببيند مشمول آن مى‏سازد.

(آيه 3)- در اين آيه به مسأله «توحيد عبادت» بر اساس «توحيد خالقيت و رازقيت» اشاره كرده، مى‏فرمايد: «اى مردم! نعمت خداوند را بر خودتان به ياد آوريد» (يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ).

درست فكر كنيد: اين همه مواهب و بركات، و اين همه امكانات حياتى كه در اختيار شما قرار گرفته و در آن غوطه‏وريد منشأ اصلى و سر چشمه آنها كيست؟! «آيا خالقى غير از خدا، از آسمان و زمين به شما روزى مى‏دهد»؟ (هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ).

اكنون كه مى‏دانيد سر چشمه همه اين بركات اوست، پس بدانيد «معبودى جز او وجود ندارد» و عبادت و پرستش تنها شايسته ذات پاك اوست (لا إِلهَ إِلَّا هُوَ).

«با اين حال چگونه (از طريق حق) به سوى باطل منحرف مى‏شويد» و به جاى اللّه در برابر بتها سجده مى‏كنيد! (فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ).