بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
(آيه 1)-
شأن نزول:
در مورد نزول اين آيه و دو آيه بعد، گفتهاند: اين آيات در مورد «ابو سفيان» و بعضى ديگر از سران كفر و شرك نازل شده كه بعد از جنگ «احد» از «پيامبر اسلام» صلّى اللّه عليه و آله امان گرفتند و وارد مدينه شدند و خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمدند و عرض كردند: «اى محمّد! بيا و از بدگويى به خدايان ما صرف نظر كن، و بگو آنها براى پرستش كنندگانشان شفاعت مىكنند.»
اين پيشنهاد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را ناراحت كرد، عمر بر خاست و گفت: اجازه ده تا آنها را از دم شمشير بگذرانم! پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: «من به آنها امان دادم چنين چيزى ممكن نيست» اما دستور داد آنها را از مدينه بيرون كنند.
اين آيات نازل شد و به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه به اين گونه پيشنهادها اعتنا نكند.
تفسير:
تنها از وحى الهى پيروى كن! از خطرناكترين پرتگاههايى كه بر سر راه رهبران بزرگ قرار دارد مسأله پيشنهادهاى سازشكارانهاى است كه از ناحيه مخالفان مطرح مىگردد.
مشركان «مكّه» و منافقان «مدينه» بارها كوشيدند كه با طرح پيشنهادهاى سازشكارانه پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله را از خط «توحيد» منحرف سازند.
اما نخستين آيات سوره احزاب نازل شد و به توطئه آنها پايان داد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به ادامه روش قاطعانهاش در خط توحيد بدون كمترين سازش دعوت نمود.
اين آيات مجموعا چهار دستور مهم به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىدهد:
دستور اول: در زمينه تقوا و پرهيزكارى است كه زمينه ساز هر برنامه ديگرى مىباشد، مىفرمايد: «اى پيامبر! تقواى الهى پيشه كن» (يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ).
حقيقت «تقوا» همان احساس مسؤوليت درونى است و تا اين احساس مسؤوليت نباشد انسان به دنبال هيچ برنامه سازندهاى حركت نمىكند.
دستور دوم: نفى اطاعت كافران و منافقان است، مىفرمايد: «و از كافران و منافقان اطاعت مكن»! (وَ لا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ الْمُنافِقِينَ).
و در پايان اين آيه براى تأكيد اين موضوع مىگويد: «خداوند عالم و حكيم است» (إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً). اگر فرمان ترك پيروى آنها را به تو مىدهد روى علم و حكمت بىپايان اوست.
به هر حال، بعد از تقوا و احساس مسؤوليت، نخستين وظيفه، شستشوى صفحه دل از اغيار و ريشه كن نمودن خارهاى مزاحم از اين سر زمين است.





