(آيه 4)- ادعاهاى بيهوده! در تعقيب آيات گذشته كه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور مىداد تنها از وحى الهى تبعيت كند نه از كافران و منافقان، در اينجا نتيجه تبعيت از آنها را منعكس مىكند كه پيروى از آنان انسان را به يك مشت خرافات و اباطيل و انحرافات دعوت مىنمايد كه سه مورد آن در اين آيه بيان شده است.
نخست مىفرمايد: «خداوند براى هيچ كس دو دل در درونش نيافريده»! (ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ).
جمله فوق معنى عميقى دارد و آن اين كه انسان يك قلب بيشتر ندارد و در اين قلب جز عشق يك معبود نمىگنجد، آنها كه دعوت به شرك و معبودهاى متعدد مىكنند، بايد قلبهاى متعددى داشته باشند تا هر يك را كانون عشق معبودى سازند! لذا در حديثى از امير مؤمنان على عليه السّلام در تفسير اين آيه مىخوانيم كه فرمود:
«دوستى ما و دوستى دشمن ما در يك قلب نمىگنجد چرا كه خدا براى يك انسان دو قلب قرار نداده است كه با يكى دوست بدارد و با ديگرى دشمن، دوستان ما در دوستى ما خالصند همانگونه كه طلا در كوره خالص مىشود هر كس مىخواهد اين حقيقت را بداند، قلب خود را آزمايش كند اگر چيزى از محبت دشمنان ما در قلبش با محبت ما آميخته است از ما نيست و ما هم از او نيستيم».
بنا بر اين قلب واحد، كانون اعتقاد واحدى است و آن هم برنامه عملى واحدى را اجرا مىكند چرا كه انسان نمىتواند حقيقتا معتقد به چيزى باشد اما در عمل از آن جدا شود.
قرآن سپس به خرافه ديگرى از عصر جاهليت مىپردازد و آن خرافه «ظهار» است، آنها هنگامى كه از همسر خود ناراحت مىشدند و مىخواستند نسبت به او اظهار تنفر كنند به او مىگفتند: «انت علىّ كظهر امّى تو نسبت به من مانند پشت مادر منى»! و با اين گفته او را به منزله مادر خود مىپنداشتند و اين سخن را به منزله طلاق! قرآن در دنباله اين آيه مىگويد: «خداوند هرگز همسرانتان را كه مورد ظهار قرار مىدهيد مادران شما قرار نداده» و احكام مادر را، در مورد آنان مقرر نكرده است (وَ ما جَعَلَ أَزْواجَكُمُ اللَّائِي تُظاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهاتِكُمْ).





