(آيه 20)- و در اين آيه به نقطه مقابل آنها پرداخته، مى‏گويد: «اما كسانى كه فاسق شدند (و از اطاعت خدا سر باز زدند) جايگاه هميشگى آنها آتش (دوزخ) است» (وَ أَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْواهُمُ النَّارُ).

آنها براى هميشه در اين جايگاه وحشتناك زندانى و محبوسند به گونه‏اى كه:
«هر زمان بخواهند از آن خارج شوند به آن بازگردانده مى‏شوند» (كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها أُعِيدُوا فِيها).

«و به آنان گفته مى‏شود: بچشيد عذاب آتشى را كه پيوسته انكار مى‏كرديد» (وَ قِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ).

بار ديگر در اينجا مى‏بينيم كه عذاب الهى در برابر «كفر و تكذيب» قرار گرفته و ثواب و پاداش او در برابر «عمل».

اشاره به اينكه «ايمان» به تنهائى كافى نيست، بلكه بايد انگيزه بر عمل باشد ولى «كفر» به تنهائى براى عذاب كافى است هر چند عملى همراه آن نباشد.

(آيه 21)- مجازاتهاى تربيتى: به دنبال بحثى كه پيرامون گنهكاران و مجازات دردناك آنها در آيات قبل گذشت، در اينجا به يكى از الطاف خفىّ الهى در مورد آنان كه همان مجازاتهاى خفيف دنيوى و بيدار كننده است اشاره مى‏كند، تا معلوم شود خدا هرگز نمى‏خواهد بنده‏اى گرفتار عذاب جاويدان شود، به همين دليل از تمام وسائل بيدار كننده براى نجات آنها استفاده مى‏كند.

مى‏فرمايد: «به آنان از عذاب نزديك (عذاب اين دنيا) پيش از عذاب بزرگ (آخرت) مى‏چشانيم، شايد باز گردند» (وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى‏ دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ).

مسلما «عذاب ادنى» معنى گسترده‏اى دارد كه احتمالاتى را در بر مى‏گيرد.

از جمله اين كه منظور مصائب و درد و رنجهاست.

يا قحطى و خشكسالى شديد هفت ساله‏اى كه مشركان در مكّه به آن گرفتار شدند، تا آنجا كه مجبور گشتند از لاشه مردارها تغذيه كنند! يا ضربه شديدى است كه بر پيكر آنها در جنگ «بدر» وارد شد.

و اما «عذاب اكبر» به معنى عذاب روز قيامت است كه از هر مجازاتى بزرگتر و دردناكتر است.