بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
(آيه 1)- عظمت قرآن، و مبدأ و معاد: باز در اين سوره با حروف مقطعه «الف، لام، ميم» (الم). رو به رو مىشويم و اين پانزدهمين بار است كه در آغاز سورههاى قرآنى اين گونه حروف را مىيابيم.
بحثى كه در باره اهميت قرآن بلافاصله بعد از اين حروف آمده است بار ديگر بيانگر اين حقيقت است كه «الم» اشاره به عظمت قرآن و قدرت نمايى عظيم پروردگار است كه چنين كتاب بزرگ و پر محتوا كه معجزه جاويدان محمد صلّى اللّه عليه و آله است از حروف ساده «الفبا» به وجود آورده است.
(آيه 2)- مىفرمايد: «اين كتابى است كه از سوى پروردگار جهانيان نازل شده و شك و ترديدى در آن نيست» (تَنْزِيلُ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ).
اين آيه در واقع پاسخ به دو سؤال است، گويى نخست از محتواى اين كتاب آسمانى سؤال مىشود، در پاسخ مىگويد: محتواى آن حق است و جاى كمترين شك و ترديد نيست، سپس سؤال در باره ابداع كننده آن به ميان مىآيد، در پاسخ مىگويد: اين كتاب از سوى «رَبِّ الْعالَمِينَ» است.
(آيه 3)- سپس به تهمتى كه بارها مشركان و منافقان بىايمان به اين كتاب بزرگ آسمانى بسته بودند اشاره كرده، مىفرمايد: «آنها مىگويند: (محمّد) اينها را به دروغ به خداست بسته است» و از ناحيه پروردگار جهانيان نيست (أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ).
در پاسخ ادعاى بىدليل آنها مىگويد: اين افترا نيست، «بلكه سخن حقى است از سوى پروردگارت» (بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ).
و دليل حقانيت آن در خود آن آشكار و نمايان است.
سپس به هدف نزول آن پرداخته، مىگويد: «هدف اين بوده كه گروهى را انذار كنى كه پيش از تو هيچ انذار كنندهاى براى آنها نيامده است، شايد (پند گيرند و) هدايت شوند» (لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ).
منظور از «نذير» در اينجا پيامبر بزرگى است كه دعوت خود را آشكارا و توأم با معجزات و در محيطى وسيع و گسترده آشكار سازد، و مىدانيم چنين انذار كنندهاى در جزيره عربستان و در ميان قبائل «مكّه» قيام نكرده بود.





