(آيه 16)- سپس به وصف پنجم آنها اشاره كرده، مى‏گويد: «پهلوهايشان از بسترها در دل شب دور مى‏شود» «1» و به پا مى‏خيزند و رو به درگاه خدا مى‏آورند (تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ).

آرى! آنها به هنگامى كه چشم غافلان در خواب است و آرامش و خاموشى همه جا را فراگرفته و خطر آلودگى عبادت و ريا كمتر وجود دارد و بهترين شرايط حضور قلب فراهم است، با تمام وجودشان رو به درگاه معبود مى‏آورند و آنچه در دل دارند با او در ميان مى‏گذارند.

و در وصف ششم و هفتم مى‏افزايد: «آنها پروردگار خود را با بيم و اميد مى‏خوانند» (يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً).

نه از غضب و عذاب او ايمن مى‏شوند، و نه از رحمتش مأيوس مى‏گردند، چرا كه غلبه خوف بر اميد، انسان را به يأس و سستى مى‏كشاند. و غلبه رجا و طمع انسان را به غرور و غفلت وا مى‏دارد، و اين هر دو دشمن حركت تكاملى انسان در سير او به سوى خداست.

آخرين و هشتمين ويژگى آنها اين است كه: «و از آنچه به آنها روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند» (وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ).

نه تنها از اموال خويش به نيازمندان مى‏بخشند كه از علم و دانش، نيرو و قدرت، رأى صائب و تجربه و اندوخته‏هاى فكرى خود، از نيازمندان مضايقه ندارند.

__________________________________________________
(1) اين تعبير كنايه از بر خاستن از خواب و پرداختن به نماز شب و عبادت پروردگار در دل شب است.