(آيه 39)- ولى ما هرگز آنها را غافلگيرانه مجازات نكرديم، بلكه «براى هر يك از آنها مثلها زديم» (وَ كُلًّا ضَرَبْنا لَهُ الْأَمْثالَ).

به ايرادهاى آنها پاسخ گفتيم، همچون پاسخ ايرادهايى كه به تو مى‏كنند، اخطار كرديم، انذار نموديم، و سر نوشت و داستانهاى گذشتگان را براى آنها باز گو كرديم.

اما هنگامى كه هيچ يك از اينها سودى نداد «هر يك از آنها را در هم شكستيم و هلاك كرديم» (وَ كُلًّا تَبَّرْنا تَتْبِيراً).

(آيه 40)- و سر انجام در اين آيه اشاره به ويرانه‏هاى شهرهاى قوم لوط مى‏كند كه در سر راه مردم حجاز به شام قرار گرفته، و تابلو زنده و گويايى از سر نوشت دردناك اين آلودگان و مشركان است، مى‏فرمايد: «آنها [مشركان مكّه‏] از كنار شهرى كه باران شرّ و بد بختى [بارانى از سنگهاى نابود كننده‏] بر سرشان ريخته شد گذشتند آيا آنها (در سفرهايشان به شام) اين صحنه را نديدند» و در زندگى آنها نينديشيدند؟! (وَ لَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَ فَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَها).

آرى! اين صحنه را ديده بودند، ولى هرگز درس عبرت نگرفتند چرا كه «آنها به رستاخيز ايمان و اميد ندارند»! (بَلْ كانُوا لا يَرْجُونَ نُشُوراً).

مرگ را پايان اين زندگى مى‏شمرند، و اگر به زندگى پس از مرگ هم معتقد باشند اعتقادى بسيار سست و بى‏پايه دارند.