(آيه 116)- و از آنجا كه اين گفتار يعنى عبث نبودن خلقت، سخن مهمى است كه نياز به دليل محكم دارد در اين آيه اضافه مى‏كند: «پس برتر است خداوندى كه فرمانرواى حق است (از اين كه شما را بى‏هدف آفريده باشد) معبودى جز او نيست و او پروردگار عرش كريم است» (فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ).

(آيه 117)- رستگاران و نارستگاران: از آنجا كه در آيات گذشته سخن از مسأله «معاد» بود در اين آيه اشاره به توحيد و نفى هر گونه شرك كرده و بحث «مبدء و معاد» را به اين وسيله تكميل كرده، مى‏فرمايد: «و هر كس با خدا معبود ديگرى را بخواند- و مسلما هيچ دليلى بر آن نخواهد داشت- حساب او نزد پروردگارش خواهد بود» (وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا بُرْهانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّما حِسابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ).

آرى! مشركان معاد را با آن دلائل روشن انكار مى‏كنند اما شرك را با نداشتن هيچ گونه دليل پذيرا مى‏شوند.

و در پايان آيه مى‏فرمايد: «يقينا كافران رستگار نخواهند شد» (إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ).

چه جالب است كه اين سوره با «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» آغاز شد و با «لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ» بحثهايش به پايان مى‏رسد، و اين است دور نماى زندگى مؤمنان و كافران از آغاز تا انجام.

(آيه 118)- در آخرين آيه اين سوره شريفه به عنوان يك نتيجه گيرى كلى روى سخن را به پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و آله كرده، مى‏گويد: «بگو: پروردگارا! مرا ببخش، و مشمول رحمت خود قرار ده و تو بهترين رحم كنندگانى» (وَ قُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ).

اكنون كه گروهى در بيراهه شرك سرگردانند و جمعى گرفتار ظلم و ستم، تو خود را به خدا بسپار و در پناه لطف و رحمت او قرار ده و از او آمرزش و غفران بطلب.

«پايان سوره مؤمنون»