(آيه 60)- بعد از اين، مرحله ايمان به معاد و رستاخيز و توجه خاصى كه مؤمنان راستين به اين مسأله دارند فرا مى‏رسد، مى‏گويد: «و كسانى كه نهايت تلاش و كوشش را در انجام طاعات به خرج مى‏دهند و با اين حال دلهايشان هراسناك است از اينكه سر انجام به سوى پروردگارشان باز مى‏گردند» (وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى‏ رَبِّهِمْ راجِعُونَ).

(آيه 61)- بعد از شرح اين صفات چهار گانه مى‏فرمايد: «چنين كسانى در خيرات سرعت مى‏كنند و از ديگران پيشى مى‏گيرند» و مشمول عنايات ما هستند (أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ).

آيات فوق ترسيم جالب و تنظيم كاملا منطقى براى بيان صفات اين گروه از مؤمنان پيشگام است، نخست از ترس آميخته با احترام و تعظيم- كه انگيزه ايمان به پروردگار و نفى هر گونه شرك است- شروع كرده و به ايمان به معاد و دادگاه عدل خدا كه موجب احساس مسؤوليت و انگيزه هر كار نيك است منتهى مى‏گردد و مجموعا چهار ويژگى و يك نتيجه را بيان مى‏كند- دقت كنيد.

(آيه 62)- از آنجا كه صفات برجسته و ويژه مؤمنان كه سر چشمه انجام هر گونه كار نيك است و در آيات قبل به آن اشاره شد، اين سؤال را بر مى‏انگيزد كه اتصاف به اين صفات و انجام اين اعمال، كار همه كس نيست، و از عهده همه بر نمى‏آيد.

در اين آيه به پاسخ پرداخته، مى‏گويد: «ما هيچ كس را جز به مقدار توانائيش تكليف نمى‏كنيم» و از هر كس به اندازه عقل و طاقتش مى‏خواهيم (وَ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها).

اين تعبير نشان مى‏دهد كه وظائف و احكام الهى در حدود توانايى انسانها است، و در هر مورد بيش از ميزان قدرت و توانايى باشد ساقط مى‏شود و به تعبير علماى اصول، اين قاعده بر تمام احكام اسلامى حكومت دارد و بر آنها مقدم است.

و باز از آنجا كه ممكن است اين سؤال پيش آيد كه چگونه اين همه انسانها اعمالشان از كوچك و بزرگ، مورد حساب و بررسى قرار مى‏گيرد؟ اضافه مى‏كند: «و نزد ما كتابى است كه به حق سخن مى‏گويد (و تمام اعمال بندگان را ثبت و باز گو مى‏كند) و به همين دليل هيچ ظلم و ستمى بر آنها نمى‏شود» (وَ لَدَيْنا كِتابٌ يَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ).

اين اشاره به نامه‏هاى اعمال و پرونده‏هايى است كه همه كارهاى آدمى در آن ثبت است و نزد خداوند محفوظ است.