رابطه اعمال با مکارم اخلاق و اعتقادات

در اینجا این سؤال مطرح می‏شود که دستورالعمل‌هایی که انبیاء آورده‏ اند، یا از نوع عبادات است یا معاملات؛ از طرفی بین اعمال و هدف از بعثت که اکمال مکارم اخلاق است رابطه‌ وجود دارد. حال این بایدها و نبایدها چگونه انسان را به مکارم اخلاق می‏رساند.

در جواب باید گفت: در اعمال انسان حکمت‌هایی نهاده شده است و این اعمال با غیب ارتباطاتی دارند که عقل بشر به تنهایی نمی‏تواند آن حکمت‌ها و ارتباطات را ادراک کند، حتّی اگر فلاسفه عالم جمع شوند، حکمت‌های مودّعه الهیّه در اعمال و کیفیّت رابطه بین اعمال و غیر اعمال را به تنهایی نمی‌توانند کشف کنند. پرده برداشتن از روی این سرِّ حقیقی فقط به وسیله وحی الهی و راهی که منحصر به بعثت انبیا بود امکان داشت. انبیا این معنا را القا کردند که خیال نکنی عمل تو همین پیکره ظاهری است، بلکه اعمال با عالم غیب رابطه دارد و در آن اسراری نهفته است که نمی‏توانی ادراکشان کنی! اعمال مَلَکه سازند، خودِ ملکه و آثار مترتّبه بر آن، بهشت و جهنّم هستند. انبیا آمدند بگویند: نسبت به اعمالتان سطحی‏ نگر نباشید.

از طرفی این ملکات بر روی اعتقادات اثر مستقیم دارند. توضیح آنکه ابعاد وجودی انسان یک قوس نزولی دارد، یک قوس صعودی. در باب اعتقادات، انسان ابتدا به وسیله عقل نظری‌اش مطلبی را اثبات می‌کند، بعد در نفس حالت نفسانی علم حاصل می‏شود، سپس، از این حالت نفسانی، عمل صادر می‌شود. پس سه مرحله شد: علم، حالت و عمل. این سه مرحله، قوس نزولی عمل است.

قوس نزولی را همه می‏فهمند امّا انبیا باید قوس صعودی را به بشر بفهمانند که چیست. انبیا مبعوث شدند تا به انسان‏ها بفرمایند: اعمالت روی نفس و به همین واسطه، بر روی اعتقاداتت اثر می‌گذارد. غایتی بعثت گفتن همین کلام است که: اعمال با غیب رابطه‌دارند.

کسی که اعتقادات صحیح دارد ولی امور اخلاقی را رعایت نمی‏کند مؤمن نیست. قوس نزولی را پایین آمده، امّا تا قوس صعودی را طیّ نکند اعتقادات عقلیّه جزء واردات قلبیّه نمی‌شود و اگر از واردات قلبیّه نشود از جنّت ذات محروم است و تا از اعمال صالح ملکات نفسانیّه پیدا نشود از جنّت صفات هم محروم خواهد بود. اگر هم اعمال صالح داشته باشی و به بهشت راه پیدا کنی، جایگاهت مراتب پایین‏ آن خواهد بود. لذا نتیجه دعوت انبیاء آشکار شدن مکارم اخلاق در اعمال است. اگر این‏چنین شد، اعتقادات در قلب رسوخ می‏کند و انسان قوس صعودی را طی می‏نماید. این بحث مقدّمه‌ای بود برای بحث اصلی.