كاخ بتان خراب كن و كاخ معدلت آباد كن كه دست تو را كبریا گرفت
تاج رسالتى كه به فرقت نهاده حق ارض و سماء ز قدر و بهایش بها گرفت
برخیز گو به خلق جهان این كلام نغز باید براى درد خود از حق دوا گرفت
بانگى برآر از دل و برگو خدا یكى است آن خالقى كه خلق ز وجودش نوا گرفت
«ژولیده» شاد زى كه براى نجات خلق احمد به دست خویش كتاب خدا گرفت





پاسخ با نقل قول
