اَللَّهُمَّ إِنِّى أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِذِكْرِكَ
« خدايا ! من به سبب ذكر تو به سوى تو تقرّب مى جويم » .
--خرابه ى هجران
تعلّق بيش از اندازه ى قلب به امور مادى ، تا جايى كه آن امور چون حجابى سنگين بين عبد و رب شوند ، ميل بى اندازه به شهوات ، فرو رفتن در كام لذّات و ...، همه و همه از نشانه هاى زيستن در خرابه ى هجران است .
خرابه اى كه ، آدميانش به آثار ظاهر ، انسان و به كردار ، حيوان ، همه سرگرم قيل و قال و بى خبر از وجد و حال ، تصديقشان از تصور مبرّا و تحقيقشان از حقيقت جدا ، گروهى بيهوده پرداز و از دست داده پر و بال پرواز ، همه كر و كور و با گمان و خيال هم آغوش و از ايمان و يقين دور .
--كشور وصال
بر گرفتار خرابه ى هجران ، به فتواى عقل و شرع واجب است بار سنگين تعلقات بى ثمر را از دوش قلب بر زمين نهد ، و بال پرواز براى سفر و هجرت به سوى كشور وصال بگشايد ، و با عشق و همت به حركت درآيد ، و با كمك گرفتن از قدرت « ذكر » به آن كشور ، كه كشوری الهیست، درآيد و مزه ى شيرين مقام قرب به حق را بچشد.
قرآن، در رابطه با اين سفر و اين هجرت آگاهانه و حركت عاشقانه ، كه حركت و هجرت از همه ى زشتى ها و بدى ها به سوى همه ى خوبيها و نيكى هاست مى فرمايد :
( وَمَن يُهاجِرْ فِى سَبِيلِ اللّهِ يَجِدْ فِى الأَرْضِ مُراغَماً كَثيراً وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللّهِ وَرَسولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ المَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللّهِ وَكانَ اللّهُ غَفُوراً رَحيماً )(نساء : 100 )
« و هركس در راه خدا هجرت كند ، پناهگاههاى بسيار ، و فراخى و گشايش در زمين مى يابد و هركس از خانه اش براى هجرت به سوى خدا و رسولش بيرون آيد ، آنگاه مرگ او را در رسد مسلماً پاداشش بر عهده ى خداست و خدا بسيار آمرزنده و مهربانيش هميشگى است » .
--ذكر
اهل تحقيق مى گويند ، در كلمه ى نورانى « بذكرك » « باء » به معناى سببيت است . بنابراين معناى جمله مى شود : خدايا ! من به سبب ذكر تو ، به تو تقرب مى جويم .
--معانى ذكر
براى كلمه ى « ذكر » سه معنا بيان شده است : 1 ـ توجّه و ياد قلبى و باطنى نسبت به حضرت حق . 2 ـ قرآن . 3 ـ پيامبر و اهل بيت (عليهم السلام) .





پاسخ با نقل قول