برخى ديگر پيشنهاد مى كنند كه بايد مشتركات دو فرقه اخذ گردد.
در پاسخ اين پيشنهاد مى گوييم: مشتركات كدامند؟
آيا توحيد و عقيده به يگانگى بارى تعالى است؟
در همين مقام، نخستين نزاع بر سر صفات بارى تعالى است، آيا خداوند متعال جسم است؟
اهل سنّت مقامى را براى ابوبكر قائلند كه براى احدى قائل نيستند، مى گويند: خداوند متعال براى او به خصوص تجلّى خواهد كرد و او خدا را آن چنان كه هست، خواهد ديد.2
البتّه خودشان در سند اين حديث خدشه مى كنند، ولى بايد دانست كه جاعلان اين گونه اباطيل چه كسانى هستند؟ ملاك و معيار شناخت اين افراد چيست؟
از مشتركات، همين مسأله امامت است. پس دست كم بايستى اهل سنّت قائل شوند كه بحث از امامت و تحقيق از امام واقعى كه نايب رسول خدا صلى اللّه عليه وآله است، بحث از يكى از مشتركات بوده و از اسباب تقريب بين مذاهب است. پس چرا آن را از اسباب تفرقه به حساب مى آورند؟
آرى، عدّه اى بحث از امامت را بحثى غير ضرورى مى دانند و با اين وجود ما را به تقريب بين مذاهب فرا مى خوانند و اين درست در زمانى است كه گروهى از آنان هنوز شيعيان را مسلمان نمى دانند(!!)
آرى، آنان فرقه هاى مجسّمه، مرجئه و خوارج را مسلمان مى دانند، ولى نسبت به ما، نه اين كه در اسلام ما شكّ داشته باشند، بلكه ما را مسلمان نمى دانند.