از قضاياى جالب توجّه درباره اثبات اعتقاد شيعه مبنى بر عدم جواز دخالت بندگان نسبت به امام و جانشين پيامبر صلى اللّه عليه وآله قضيّه اى است كه ابن هشام و حلبى در كتاب هاى سيره خودشان آورده اند، اين قضيه در ديگر كتاب هاى سيره نيز آمده است.
رسول خدا صلى اللّه عليه وآله در آغاز رسالت خويش به سراغ قبيله اى از قبايل عرب براى دعوت به اسلام تشريف بردند. بعد از مذاكره با بزرگان قبيله، آنان چنين اظهار كردند: آيا اگر ما دعوت شما را بپذيريم و از شما حمايت كنيم و با دشمنانتان بجنگيم، مقام رياست و خلافت و سرپرستى امّت را بعد از خود به ما واگذار مى كنيد؟
در شرايطى كه گرويدن حتّى يك نفر به جماعت مسلمانان به نفع اسلام بود، آن حضرت هيچ گونه وعده اى به آن ها ندادند، بلكه با صراحت تمام اعلام فرمودند:
الأمر إلى اللّه يضعه حيث يشاء;1
اين امر به دست خداست، او به هر كه بخواهد واگذار مى كند.

*****

1 . البداية والنهايه: 3 / 171، الاصابه: 1 / 52، تاريخ الاسلام: 1 / 286.