سوره فصّلت [41] - صفحه 2
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 30

موضوع: سوره فصّلت [41]

  1. #11
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره فصّلت [41]

    (آيه 20)- «وقتى به آن مى‏رسند گوشها و چشمها و پوستهاى تنشان به آنچه مى‏كردند گواهى مى‏دهد»! (حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ).

    از پاره‏اى روايات بر مى‏آيد كه همه اعضاى تن به نوبه خود اعمالى را كه انجام داده‏اند گواهى مى‏دهند.

    چه شاهدان عجيبى! كه عضو پيكر خود انسانند، و شهادتشان به هيچ وجه قابل انكار نيست، چرا كه در همه صحنه‏ها حاضر و ناظر بوده، و به فرمان الهى به سخن آمده‏اند! جمله «حَتَّى إِذا ما جاؤُها» نشان مى‏دهد كه دادگاه آنها در كنار جهنّم بر پا مى‏شود.

    (آيه 21)- به هر حال آن روز، روز رسوايى بزرگ است، روزى است كه تمام وجود انسان به سخن درآمده تمامى اسرار او را فاش مى‏كنند، و تمام گنهكاران را در وحشت عميقى فرو مى‏برد، اينجاست كه «آنها به پوستهاى تنشان مى‏گويند: چرا شما بر ضدّ ما گواهى داديد»؟ (وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا).

    ما كه ساليان دراز شما را نوازش داديم، از سرما و گرما حفظ كرديم، شستشو و نظافت و پذيرايى نموديم، شما چرا اين چنين؟! آنها در پاسخ «مى‏گويند: همان خدايى كه هر موجودى را به نطق در آورده، ما را به سخن در آورده است» (قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ).

    خداوند مأموريت افشاگرى را در اين روز و اين دادگاه بزرگ بر عهده ما گذارده، و ما چاره‏اى جز اطاعت فرمان او نداريم.

    سپس ادامه مى‏دهند: «و او شما را نخستين بار آفريد، و بازگشتتان به سوى اوست» (وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ).

  2. #12
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره فصّلت [41]

    (آيه 22)- و باز مى‏افزايند: «شما اگر گناهانتان را مخفى مى‏كرديد نه به خاطر اين بود كه از شهادت گوش و چشمها و پوستهاى تنتان بيم داشتيد» بلكه شما باور نمى‏كرديد روزى اينها بر ضد شما گواهى دهند (وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَ لا أَبْصارُكُمْ وَ لا جُلُودُكُمْ).

    «بلكه (مخفى كارى شما به خاطر اين بود كه) گمان مى‏كرديد خداوند بسيارى از اعمالى را كه انجام مى‏دهيد نمى‏داند» (وَ لكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللَّهَ لا يَعْلَمُ كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ).

    غافل از اين كه هم خداوند در همه جا شاهد و ناظر بر اعمال شماست، و از اسرار درون و برون شما آگاه است، و هم مأموران مراقبت او همه جا با شما هستند، آيا هرگز مى‏توانيد پنهان از چشم و گوش و حتى پوست تنتان عملى انجام دهيد؟!

    (آيه 23)- در اين آيه كه ادامه سخنان اعضاى تن انسان است، مى‏افزايد:
    «اين گمان بدى بود كه در باره پروردگارتان داشتيد، و همان موجب هلاكت شما گرديد، و سر انجام از زيانكاران شديد» (وَ ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِينَ).

    آيات فوق به خوبى گواهى مى‏دهد كه گمان بد در باره خداوند به قدرى خطرناك است كه گاه موجب هلاكت و عذاب ابدى انسان مى‏گردد به عكس، حسن ظن در باره خداوند موجب نجات در دنيا و آخرت است.

    (آيه 24)- همنشينان بد: در تعقيب بحثى كه در آيات گذشته پيرامون سرنوشت دشمنان خدا (أَعْداءُ اللَّهِ) آمد در اين آيه و آيه بعد به دو قسمت از مجازات دردناك آنها در آخرت و دنيا اشاره مى‏كند.

    نخست خداوند مى‏فرمايد: «اگر آنها صبر و شكيبايى كنند (يا نكنند) آتش دوزخ قرارگاهشان است» و رهايى از آن امكان پذير نيست (فَإِنْ يَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوىً لَهُمْ).

    سپس براى تأكيد اين مطلب مى‏افزايد: «و اگر آنها تقاضاى رضايت و عفو پروردگار كنند (به جايى نمى‏رسد و) مورد عفو قرار نمى‏گيرند» (وَ إِنْ يَسْتَعْتِبُوا فَما هُمْ مِنَ الْمُعْتَبِينَ).

  3. #13
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره فصّلت [41]

    (آيه 25)- سپس به مجازات دردناك دنيوى آنها اشاره كرده، مى‏فرمايد: «ما براى آنها همنشينانى (زشت سيرت) قرار داديم، كه زشتيها را از پيش رو و پشت سر آنها در نظرشان جلوه دادند» (وَ قَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ فَزَيَّنُوا لَهُمْ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ).

    همين معنى به صورت گوياترى در آيات 36 و 37 سوره زخرف آمده آنجا كه مى‏فرمايد: «بر آنها كه از ياد خداوند رحمان روى گردان شوند شياطين را مسلّط مى‏سازيم كه همواره با آنان قرين هستند، اين شياطين آنها را از راه حق باز مى‏دارند در حالى كه گمان مى‏كنند هدايت يافته‏اند».

    سپس مى‏افزايد: به سبب اين وضع اسفبار «فرمان عذاب الهى در باره آنها تحقق يافت، و به سرنوشت اقوام گمراهى از جن و انس كه قبل از آنها بودند گرفتار شدند» (وَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ).

    سر انجام آيه را با اين جمله پايان مى‏دهد «آنها مسلما زيانكار بودند» (إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرِينَ).

    (آيه 26)- جنجال كنيد تا صداى دل نواز قرآن را نشنوند! به تناسب بحثهايى كه در باره بعضى اقوام پيشين، در آيات گذشته آمد، و نيز به تناسب همنشينان بد سيرتى كه حقايق را در نظر انسان وارونه جلوه مى‏دهند در اينجا گوشه‏اى از انحراف و بد انديشى مشركان عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را مجسم ساخته، مى‏گويد: «و كافران گفتند: گوش به اين قرآن فرا ندهيد و به هنگام تلاوت آن جنجال كنيد شايد غالب شويد»! (وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ).

    اين يك روش قديمى براى مبارزه در برابر نفوذ حق است كه امروز نيز به صورت گسترده‏تر و خطرناكترى ادامه دارد كه براى منحرف ساختن افكار مردم و خفه كردن صداى مناديان حق و عدالت، محيط را آن چنان پر از جنجال مى‏كنند، كه هيچ كس صداى آنها را نشنود.

    گاه با جار و جنجال و سوت و صفير.
    گاه با داستانهاى خرافى و دروغين.
    گاه با افسانه‏هاى عشقى و هوس انگيز.

    گاه از مرحله سخن نيز فراتر رفته، مراكز سرگرمى و فساد، و انواع فيلمهاى مبتذل، و مطبوعات بى محتواى سرگرم كننده، و بازيهاى دروغين سياسى و هيجانهاى كاذب، و خلاصه هر چيزى كه افكار مردم را از محور حق منحرف سازد به وجود مى‏آورند.

  4. #14
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره فصّلت [41]

    (آيه 27)- اين آيه به مجازات شديد اين گونه افراد اشاره كرده، مى‏فرمايد:
    «بطور مسلم به كافران (و در صف مقدم آنها، افرادى كه مردم را از شنيدن آيات الهى باز مى‏داشتند) عذاب شديدى مى‏چشانيم» (فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذاباً شَدِيداً).

    اين عذاب ممكن است در دنيا به صورت اسارت و كشته شدن به دست لشكريان ظفرمند اسلام باشد، و يا در آخرت، و يا هر دو.

    «و آنها را به بدترين اعمالى كه انجام مى‏دادند كيفر مى‏دهيم» (وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ).

    چه عملى بدتر از كفر و شرك، و انكار آيات الهى، و مانع شدن مردم از شنيدن سخنان حق است؟
    (آيه 28)- سپس براى تأكيد بيشتر مى‏افزايد: «اين آتش كيفر دشمنان خداست» آتش سوزان جهنم! (ذلِكَ جَزاءُ أَعْداءِ اللَّهِ النَّارُ).

    اما نه آتشى موقتى و زود گذر بلكه «سراى جاويدشان در آن خواهد بود» (لَهُمْ فِيها دارُ الْخُلْدِ).

    آرى! اين عذاب شديد و دردناك «كيفرى است به خاطر اين كه آيات ما را انكار مى‏كردند» (جَزاءً بِما كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ).

    (آيه 29)- از آنجا كه انسان وقتى به بلائى مبتلا مى‏شود مخصوصا اگر بلاى سخت و سنگينى باشد به فكر مسبب اصلى مى‏افتد، تا او را پيدا كند و انتقام خود را از او بگيرد، گاه مى‏خواهد اگر دستش برسد عامل اصلى را قطعه قطعه كند، لذا آيه شريفه به چنين حالتى كه براى كفار در دوزخ پيدا مى‏شود اشاره كرده، مى‏فرمايد:

    «و كافران مى‏گويند: پروردگارا! آنهايى را كه از جن و انس ما را گمراه كردند به ما نشان ده تا آنها را زير پاى خود نهيم (و لگدمالشان كنيم!) تا از پست‏ترين مردم باشند»! (وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِيَكُونا مِنَ الْأَسْفَلِينَ). همان كسانى كه به ما مى‏گفتند: گوش به سخنان محمد ندهيد.

  5. #15
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره فصّلت [41]

    (آيه 30)- نزول فرشتگان بر مؤمنان با استقامت: مى‏دانيم روش قرآن براى تبيين مطالب اين است كه امور متضاد را در برابر هم قرار مى‏دهد تا با مقايسه با يكديگر وضع آنها به خوبى روشن گردد، و از آنجا كه در آيات گذشته سخن از منكران لجوجى در ميان بود كه بر كفر پافشارى داشتند، در اينجا سخن از مؤمنانى است كه در ايمانشان راسخ و پا برجا هستند، و خداوند به هفت پاداش و موهبت كه براى آنها قرار داده اشاره مى‏كند.

    نخست مى‏گويد: «به يقين كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداوند يگانه است، سپس استقامت كردند فرشتگان الهى بر آنها نازل مى‏شوند كه نترسيد و غمگين مباشيد» (إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا). نه از حوادث بيمناك آينده نگران باشيد و نه از گناهان گذشته خود غمى به دل راه دهيد.

    بسيارند كسانى كه دم از عشق «اللّه» مى‏زنند، ولى در عمل استقامت ندارند، افرادى سست و ناتوانند كه وقتى در برابر طوفان شهوات قرار مى‏گيرند با ايمان وداع كرده، و در عمل مشرك مى‏شوند، و هنگامى كه منافعشان به خطر مى‏افتد همان ايمان ضعيف و مختصر را نيز از دست مى‏دهند.

    البته نبايد فراموش كرد كه «استقامت» همچون «عمل صالح» ميوه درخت «ايمان» است زيرا ايمان هنگامى كه عمق و نفوذ كافى پيدا كند انسان را دعوت به استقامت خواهد كرد، همان گونه كه استقامت در مسير حق نيز بر عمق ايمان مى‏افزايد، و اين دو تأثير متقابل دارند.

    در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله آمده كه شخصى خدمتش عرض كرد:
    «دستورى به من ده كه به آن چنگ زنم و در دنيا و آخرت اهل نجات شوم».

    پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله فرمود: «قل ربّى اللّه ثمّ استقم بگو: پروردگار من اللّه است و بر اين گفته خود بايست.»

    پس از نخستين و دومين بشارت در مورد عدم «خوف» و «حزن» كه به آن اشاره شد. در سومين مرحله مى‏گويند: «و بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است» (وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ).

  6. #16
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره فصّلت [41]

    (آيه 31)- و در چهارمين بشارت مى‏افزايند: «ما ياران و مددكاران شما در زندگى دنيا و آخرت هستيم» (نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ).

    هرگز شما را تنها نمى‏گذاريم در نيكيها به شما كمك مى‏كنيم و از لغزشها شما را حفظ مى‏نماييم تا وارد بهشت شويد.

    در پنجمين بشارت مى‏گويند: «و در بهشت براى شما هر چه دلتان بخواهد از مواهب و نعمتها فراهم است» و هيچ قيد و شرطى در كار نيست (وَ لَكُمْ فِيها ما تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ).

    ششمين بشارت اين كه نه تنها نعمتهاى مادى و آنچه دلخواه شماست به شما مى‏رسد، بلكه «آنچه (از مواهب معنوى) طلب كنيد به شما داده مى‏شود» (وَ لَكُمْ فِيها ما تَدَّعُونَ).

    (آيه 32)- و بالأخره هفتمين و آخرين مژده‏اى كه به آنها مى‏دهند اين است كه شما ميهمان خدا در بهشت جاويدان او هستيد و همه اين نعمتها «به عنوان پذيرايى يك ميزبان از يك ميهمان گرامى از سوى پروردگار غفور و رحيم به شما ارزانى داشته مى‏شود» (نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِيمٍ).

    نكته: اين كه فرشتگان در چهارمين بشارت به مؤمنان با استقامت مى‏گويند:
    «ما دوستان شما در دنيا و آخرت هستيم» دليل بر آن است كه اين مژده‏ها را به هنگامى كه آنها در دنيا زنده‏اند از فرشتگان مى‏شنوند، اما نه بشارتى با زبان و الفاظ، بلكه بشارتهايى كه مؤمنان با گوش جان مى‏شنوند، و در مشكلات و گرفتاريها در اعماق دل احساس مى‏كنند و آرامش مى‏يابند. و در پرتگاهها و لغزشگاهها به آنها ثبات قدم مى‏دهد.

  7. #17
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره فصّلت [41]

    (آيه 33)- بدى را با نيكى دفع كن! در آيات گذشته سخن از كسانى در ميان بود كه مردم را از شنيدن آيات قرآن نهى مى‏كردند، ولى در اينجا از نقطه مقابل آنها كه گفتارشان بهترين گفتار است سخن مى‏گويد، مى‏فرمايد: «چه كسى خوش گفتارتر است از آن كس كه دعوت به سوى خدا مى‏كند و عمل صالح انجام مى‏دهد و مى‏گويد: من از مسلمانانم»؟ و با تمام وجودم اسلام را پذيرفته‏ام (وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ).

    اين آيه با صراحت، بهترين گويندگان را كسانى معرفى كرده كه داراى اين سه وصفند: دعوت به اللّه، عمل صالح، و تسليم در برابر حق.

    (آيه 34)- بعد از بيان دعوت به سوى خداوند و اوصاف داعيان الى اللّه، روش دعوت را شرح داده، مى‏گويد: «هرگز نيكى و بدى يكسان نيست» (لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ).

    در حالى كه مخالفان حق سلاحى جز بدگويى و افترا و سخريه و استهزاء و انواع فشارها و ستمها ندارند، بايد سلاح شما پاكى و تقوا و سخن حق و نرمش و محبت باشد.

    گر چه «حسنه» و «سيّئه» مفهوم وسيعى دارد، تمام نيكى‏ها و خوبيها و خيرات و بركات در مفهوم حسنه جمع است، همان گونه كه هر گونه انحراف و زشتى و عذاب در مفهوم سيئه خلاصه شده است، ولى در آيه مورد بحث آن شاخه‏اى از «حسنه» و «سيئه» كه مربوط به روشهاى تبليغى است منظور مى‏باشد.

    سپس براى تكميل اين سخن مى‏افزايد: «بدى را با نيكى دفع كن» (ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ).

    به وسيله حق باطل را دفع كن، و با حلم و مدارا، جهل و خشونت را، و با عفو و گذشت به مقابله با خشونتها برخيز، هرگز بدى را با بدى، و زشتى را با زشتى پاسخ مگوى، كه اين روش انتقامجويان است و موجب لجاجت و سرسختى منحرفان مى‏گردد.

    در پايان آيه به فلسفه عميق اين برنامه در يك جمله كوتاه اشاره كرده، مى‏فرمايد: «ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است گويى دوست گرم و صميمى است»! (فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ).

  8. #18
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره فصّلت [41]

    (آيه 35)- از آنجا كه چنين برخوردى با مخالفان كار ساده و آسانى نيست، و رسيدن به چنين مقامى نياز به خودسازى عميق اخلاقى دارد، در اين آيه مبانى اخلاقى اين گونه برخورد با دشمنان را در عبارتى كوتاه و پر معنى بيان كرده، مى‏فرمايد: «اما جز كسانى كه داراى صبر و استقامتند به اين مقام نمى‏رسند» (وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا).

    «و جز كسانى كه بهره عظيمى (از ايمان و تقوا) دارند به آن نائل نمى‏گردند» (وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ).

    آرى! انسان مدتها بايد خودسازى كند تا بتواند بر خشم و غضب خويش چيره گردد بايد در پرتو ايمان و تقوا آنقدر روح او وسيع و قوى شود كه به آسانى از آزار دشمنان متأثر نگردد.

    (آيه 36)- و از آنجا كه بر سر راه وصول به اين هدف بزرگ موانعى وجود دارد و وسوسه‏هاى شيطانى در اشكال مختلف انسانها را مانع مى‏شود، در اين آيه شخص پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را به عنوان الگو مخاطب ساخته، مى‏گويد: «و هر گاه وسوسه‏هايى از شيطان در اين مسير متوجه تو گردد، از خدا پناه بخواه كه او شنونده و داناست» (وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ).

    در اين گونه مواقع معمولا خطوراتى از ذهن مى‏گذرد، و يا افراد به اصطلاح مصلحت انديش توصيه‏هايى از اين قبيل مى‏كنند:
    «مردم را جز با زور نمى‏توان اصلاح كرد» «خون را با خون بايد شست» و مانند اينها، و با اين وسوسه‏ها مى‏خواهند مقابله به مثل را در همه جا توصيه كنند، و بدى را به بدى پاسخ گويند.

    قرآن مى‏گويد: مبادا گرفتار اين وسوسه‏ها شويد، و جز در موارد خاص و استثنايى تكيه بر خشونت كنيد.

    البته آيه فوق مفهوم وسيعى دارد و مى‏گويد: «در برابر همه وسوسه‏هاى شيطانى بايد به خدا پناه برد.»

  9. #19
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره فصّلت [41]

    (آيه 37)- فقط براى خدا سجده كنيد! از اين آيه به بعد فصل تازه‏اى در اين سوره، در زمينه توحيد و معاد، و بيان نبوت و عظمت قرآن است، و در حقيقت مصداقى است روشن از «دعوت الى اللّه» در برابر مشركان كه دعوت به سوى بت مى‏كردند.

    نخست از مسأله توحيد شروع كرده، از طريق آيات آفاقى مردم را به سوى خدا دعوت مى‏نمايد، مى‏فرمايد: «و از نشانه‏هاى او، شب و روز و خورشيد و ماه است» (وَ مِنْ آياتِهِ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ).

    شب مايه آرامش، و روشنايى روز وسيله جنبش و حركت است، و اين دو توأما چرخهاى زندگى انسانها را به گردش منظم و متناوبى در مى‏آورند.

    خورشيد منبع همه بركات مادى در منظومه ماست، نور و گرما و حركت و جنبش و نزول بارانها، و روييدن گياهان، همه از پرتو وجود اوست.

    ماه نيز روشنى بخش شبهاى تار، و چراغ پر فروغ و زيباى رهروان بيابانها و گمشدگان صحراهاست، و با جزر و مد خود نيز بركات فراوانى مى‏آفريند.

    ولى به خاطر همين بركات، گروهى در مقابل اين دو كوكب پر فروغ آسمان سجده مى‏كردند و آنها را پرستش مى‏نمودند، آنها در عالم اسباب، متوقف مانده، بى‏آنكه مسبب الاسباب را ببينند.

    لذا قرآن بعد از اين بيان بلا فاصله مى‏گويد: «براى خورشيد و ماه سجده نكنيد، براى خدايى كه آفريننده آنهاست سجده كنيد اگر مى‏خواهيد او را عبادت نماييد» (لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ) «1».

    شما چرا به سراغ سر چشمه اين بركات نمى‏رويد؟ چرا سر بر آستان او نمى‏ساييد؟ چرا موجوداتى را مى‏پرستيد كه خود اسير قوانين آفرينش‏اند.

    __________________________________________________
    (1) اين آيه سجده واجب دارد.

  10. #20
    بنیانگذار کانون تفسیر قرآن امیرحسین آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    نوشته ها
    8,629
    می پسندم
    3,005
    مورد پسند : 3,788 بار در 2,619 پست
    نوشته های وبلاگ
    20
    میزان امتیاز
    279

    RE: سوره فصّلت [41]

    (آيه 38)- سپس مى‏افزايد: اگر اين دليل منطقى در فكر آنها اثر نگذاشت و باز هم به سراغ بتها و معبودهاى مجازى رفتند و معبود حقيقى را به دست فراموشى سپردند، هرگز نگران نباش «و اگر (از عبادت پروردگار) تكبّر كنند، كسانى كه نزد پروردگار تو هستند شب و روز براى او تسبيح مى‏گويند و (هيچ گاه) خسته نمى‏شوند» (فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْ لا يَسْأَمُونَ).

    اگر گروهى نادان و جاهل و بى‏خبر در برابر ذات پاكش سجده نكنند مسأله‏اى نيست اين عالم وسيع پر است از فرشتگان مقرب كه دائما در حال ركوع و سجود و حمد و تسبيحند، تازه نيازى به عبادت آنها نيز ندارد، آنها نيازمند عبادت اويند، چرا كه هر افتخار و كمالى براى ممكنات است در سايه عبوديت اوست.

    (آيه 39)- بار ديگر به آيات توحيد كه زمينه ساز مسأله معاد است باز مى‏گردد.

    مى‏فرمايد: «و از آيات او اين است كه زمين را خشك (و بى‏جان) مى‏بينى، اما هنگامى كه آب (باران) را بر آن مى‏فرستيم به جنبش در مى‏آيد، و نموّ مى‏كند» (وَ مِنْ آياتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خاشِعَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ).

    زمينى خشك و مرده و بى‏حركت كجا، و اين همه آثار حيات و جلوه‏هاى گوناگون آن كجا! سپس از اين مسأله روشن توحيدى يعنى مسأله «حيات»- كه هنوز اسرارش براى بزرگترين دانشمندان كشف نشده- با يك انتقال سريع و جالب به مسأله معاد پرداخته، مى‏گويد: «همان كس كه آن (زمين مرده) را زنده كرد مردگان را نيز (در قيامت) زنده مى‏كند»! (إِنَّ الَّذِي أَحْياها لَمُحْيِ الْمَوْتى‏).

    آرى «او بر همه چيز تواناست» (إِنَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ).

    دلائل قدرتش در همه جا نمايان است و همه سال نشانه‏هاى آن را با چشم خود مى‏بينيد، با اين حال چگونه در مسأله معاد ترديد مى‏كنيد؟

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •