(آيه 16)- سپس براى توضيح بيشتر در مورد نشانههاى اين منافقان مىگويد: «آنها سوگندهاى خود را سپرى قرار دادند و مردم را از راه خدا باز داشتند» (اتخذوا ايمانهم جنة فصدوا عن سبيل الله).
قسم ياد مىكنند كه مسلمانند و هدفى جز اصلاح ندارند در حالى كه زير پوشش اين قسم به انواع فساد و خرابكارى و توطئه مشغولند، و در حقيقت از نام مقدس خدا براى جلوگيرى از راه خدا بهره مىگيرند.
و در پايان آيه مىافزايد: «از اين رو براى آنان عذاب خوار كنندهاى است» (فلهم عذاب مهين).
آنها مىخواستند با اين سوگندهاى دروغين آبرو براى خود فراهم كنند ولى خدا آنها را به عذاب خوار كننده و شديدى مبتلا مىسازد.
(آيه 17)- و از آنجا كه منافقان غالبا به اموال و فرزندان (سرمايههاى اقتصادى و نيروهاى انسانى) خود براى حل مشكلات تكيه مىكنند قرآن در اين آيه مىگويد، «هرگز اموال و اولادشان، آنها را از عذاب الهى حفظ نمىكند» (لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من الله شيئا).
بلكه همين اموال طوق لعنتى برگردن آنها مىشود و مايه عذاب دردناكشان.
و باز در پايان آيه آنها را با اين جمله تهديد مىكند: «آنها اهل آتشند و جاودانه در آن مىمانند» (اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون).
(آيه 18)- و عجب اين كه اين منافقان در قيامت هم دست از منافقگرى خود بر نمىدارند چنانكه در اين آيه مىفرمايد: به خاطر بياوريد «روزى را كه خداوند همه آنها را بر مىانگيزد (و اعمالشان را بر آنها عرضه مىدارد و در دادگاه عدلش از آنها سؤال مىكند) ولى آنان براى خدا نيز سوگند (دروغ) ياد مىكنند همان گونه كه (امروز) براى شما ياد مىكنند» (يوم يبعثهم الله جميعا فيحلفون له كما يحلفون لكم).
قيامت تجليگاه اعمال و روحيات انسان در اين دنياست، و از آنجا كه منافقان اين روحيه را همراه خود به قبر و برزخ بردهاند در صحنه قيامت نيز آشكار مىشود، و بر طبق عادت گذشته سوگند دروغين ياد مىكنند.
سپس مىافزايد: «و گمان مىكنند كارى مىتوانند انجام دهند» (و يحسبون انهم على شىء). ولى اين يك پندار موهوم و خيالى خام بيش نيست! و سر انجام آيه را با اين جمله پايان مىدهد: «بدانيد آنها دروغگويانند» (الا انهم هم الكاذبون).
و به اين ترتيب كوس رسوائى آنها را همه جا مىزنند.





