(آيه 51)- باز در برابر اين نعمت همان سؤال مطرح مىشود: «پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد» (فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ).
(آيه 52)- در اين آيه كه نوبت به ميوههاى اين دو باغ بهشتى مىرسد، مىفرمايد: «در آن دو از هر ميوهاى دو نوع وجود دارد» هر يك از ديگرى بهتر (فِيهِما مِنْ كُلِّ فاكِهَةٍ زَوْجانِ).
نوعى كه در دنيا نمونه آن را ديدهايد، و نوعى كه هرگز شبيه و نظير آن را در اين جهان نديدهايد.
(آيه 53)- باز مىافزايد: «پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد»؟! (فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ).
(آيه 54)- در آيات پيشين سه قسمت از ويژگيهاى اين دو باغ بهشتى مطرح شد، اكنون به ويژگى چهارم پرداخته، مىفرمايد: «اين در حالى است كه آنها بر فرشهائى تكيه كردهاند با آسترهائى از ديبا و ابريشم» (مُتَّكِئِينَ عَلى فُرُشٍ بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ).
اين تعبير نشانه آرامش كامل روح بهشتيان است.
در اينجا گران قيمتترين پارچهاى كه در دنيا تصور مىشود آستر اين فرشها ذكر شده، اشاره به اين كه قسمت روئين آن چيزى است كه از لطافت و زيبائى و جذابيت در وصف نمىگنجد.
و بالاخره در پنجمين نعمت به چگونگى نعمتهاى اين باغ بهشتى اشاره كرده، مىگويد: «و ميوههاى رسيده آن دو باغ بهشتى در دسترس است» (وَ جَنَى الْجَنَّتَيْنِ دانٍ).
آرى! زحمتى كه معمولا در چيدن ميوههاى دنيا وجود دارد در آنجا به هيچ وجه نيست.
(آيه 55)- و باز همگان را در اينجا مخاطب ساخته، مىگويد: «پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد»؟ (فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ).





