(آيه 25)- اين آيه كه آخرين سخن را در باره جنگ احزاب مى‏گويد و به اين بحث خاتمه مى‏دهد در عبارتى كوتاه جمع بندى روشنى از اين ماجرا كرده در جمله اول مى‏فرمايد: «خدا كافران را با دلى پر از خشم باز گرداند بى‏آنكه نتيجه‏اى از كار خود گرفته باشند» (وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً).

در جمله بعد مى‏افزايد: «و خداوند (در اين ميدان) مؤمنان را از جنگ بى‏نياز ساخت» و پيروزى را نصيبشان كرد (وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ).

آن چنان عواملى فراهم كرد كه بى‏آنكه احتياج به درگيرى وسيع و گسترده‏اى باشد و مؤمنان متحمل خسارات و ضايعات زيادى شوند جنگ پايان گرفت، زيرا از يكسو طوفان شديد و سردى اوضاع مشركان را به هم ريخت، و از سوى ديگر رعب و ترس و وحشت را كه آن هم از لشكرهاى نامرئى خدا است بر قلب آنها افكند، و از سوى سوم ضربه‏اى كه «علىّ بن ابي طالب عليه السّلام» بر پيكر بزرگترين قهرمان دشمن «عمرو بن عبد ود» وارد ساخت و او را به ديار عدم فرستاد، سبب فرو ريختن پايه‏هاى اميد آنها شد، دست و پاى خود را جمع كردند و محاصره مدينه را شكستند و ناكام به قبائل خود باز گشتند.

و در آخرين جمله مى‏فرمايد: «خداوند قوى و شكست‏ناپذير است» (وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً).

ممكن است كسانى «قوى» باشند اما «عزيز» و شكست ناپذير نباشند يعنى شخص قويترى بر آنان پيروز شود، ولى تنها «قوى و شكست‏ناپذير» در عالم خداست كه قوت و قدرتش بى‏انتهاست.