2. تبدیل پیروزی به شکست

مشارکت ۸۵ درصدی مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم و رأی بالای ۶۰ درصد شرکت‌کنندگان به رئیس‌جمهور منتخب، اتفاق بسیار مبارکی بود که می‌توانست آثار مثبت داخلی و بین‌المللی فراوانی داشته باشد. مقایسهٔ این مشارکت با انتخابات دوم خرداد ۷۶ و مانوری که اصلاح‌طلبان بر این پیروزی دادند و استفاده‌ای که در سطح داخلی و بین‌المللی از آن کردند، می‌تواند روشنگر باشد. اما حوادث بعد از انتخابات دهم، طعم پیروزی را بر کام ملت تلخ کرد و به جای اینکه موجب انسجام ملی و کسب وجههٔ بین‌المللی برای نظام باشد، در عرصهٔ داخلی، حداقل در مقطعی، موجب شکاف سیاسی داخلی، ریزش بخشی از نیروهای انقلاب و تبدیل مخالفان به معاندان شد و در عرصهٔ بین‌المللی هم موجب عریان شدن خصومت‌ها علیه نظام گشت. حوادثی که به زعم حسین بشیریه به بحران انسجام و اتحاد دامن زده و خود بحران نهفته مشروعیت را واقعیت بخشید. (بشیریه در مصاحبه با نشریه آلمانی لوگوس)



3. تخریب چهره، نهادها، شخصیت‌ها و مراکز قانونی نظام

اگرچه تخریب چهره نظام، نهادهای قانونی و انقلابی از همان سال‌های اول انقلاب در رأس اهداف دشمنان داخلی و خارجی قرار داشت، اما هجمه و تخریب این نهادها پس از دوم خرداد تشدید شده و در فتنه 88 به اوج خود رسید. به جرأت می‌توان گفت؛ خطرناک‌ترین و خسارت‌بارترین پیامد آشوب‌ها و اغتشاشات در فتنه سبز، تخریب چهره نهادها و مراکز قانونی‌ای چون سپاه، بسیج، شورای نگهبان، ولایت‌فقیه، صدا و سیما و... بود. سران فتنه و فتنه‌گران، بیشترین حجم تخریب و ترور شخصیتی خود را بر روی این نهادها به‌ویژه سپاه و بسیج مصروف داشتند. در پس پرده تخریب چهره این نهادهای انقلابی، اهدافی نظیر؛ بی‌اعتماد کردن مردم به نهادهای انقلابی و قانونی، به انفعال کشاندن نهادهای انقلابی، سرنگونی نظام یا حداقل روی کار آوردن جریانی وابسته به غرب در کشور و... مد نظر فتنه‌گران و حامیان خارجی آنان بود که به فضل الهی خنثی شد.