از عمليات والفجر پنج بر مي گشتيم.
همه مي دانستند که سنت علي و بچه ها ديدار با خانواده شهداي عمليات استقبل از ديدن خانواده خودشان...
گفت:اول ديدار با خانواده ي شهدايي که متاهل بودند.
رفتيم ملاير،منزل شهيـد احمدي پور.
به محض اينکه رسيديم،قنداقه فرزند شهيد احمدي پور را آوردند،علي آرام صورتش را گذاشت روي قنداقه،دم گوش دختر شهيد نجوا کرد.
آرام و بي صدا يک باره بغضش ترکيد.
صورتش را از پارچه سفيد قنداقه جدا کرد...
پارچه سفيد خيس شده بود...

شهيـد چيت سازيان