(آيه 23)- در اين آيه بار ديگر روى علم خدا به غيب و شهود و پنهان و آشكار مجددا تكيه كرده، مىگويد: «قطعا خداوند از آنچه پنهان مىدارند و آنچه آشكار مىسازند باخبر است» (لا جَرَمَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ).
اين جمله در واقع تهديدى است در برابر كفار و دشمنان حق كه خدا از حال آنها هرگز غافل نيست.
آنها مستكبرند و «خداوند مستكبران را دوست نمىدارد» (إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ). چرا كه استكبار در برابر حق اولين نشانه بيگانگى از خداست.
(آيه 24)-
شأن نزول:
اين آيه در باره «مقتسمين» (تبعيض گران) كه قبلا در باره آنها بحث شد نازل گرديده است، آنها شانزده نفر بودند كه به چهار گروه تقسيم شدند و هر گروه چهار نفرى بر سر راه مردم در يكى از جادههاى مكه در ايام حج ايستادند تا پيش از آنكه مردم وارد شوند ذهن آنها را نسبت به قرآن و اسلام بدبين سازند، و بگويند محمد صلّى اللّه عليه و آله دين و آيين تازهاى نياورده بلكه همان افسانههاى دروغين پيشينيان است.
تفسير:
آنها كه بار گناه ديگران را بر دوش مىكشند- در آيات گذشته سخن از مستكبران بود و در اين آيه منطق هميشگى اين گروه بىايمان منعكس شده است، مىگويد: «و هنگامى كه به آنها گفته شود پروردگار شما چه چيز نازل كرده است؟ در پاسخ مىگويند: (اينها وحى الهى نيست) همان افسانههاى دروغين پيشينيان است» (وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ).
جالب اين كه مستكبران امروز نيز غالبا موذيانه براى فرار از حق و همچنين براى گمراه ساختن ديگران به اين تهمت متوسل مىشوند، حتى در كتب جامعه شناسى شكل به اصطلاح علمى به آن دادهاند و مذهب را زاييده جهل بشر و تفسيرهاى مذهبى را اسطورهها مىنامند! اما آنها با مذاهب خرافى و ساختگى هرگز جنگ و ستيز ندارند، مخالفت آنها تنها با مذاهب راستين است كه افكار انسانها را بيدار مىكند، و زنجيرهاى استعمار را درهم مىشكند سدّ راه مستكبران و استعمارگران است.





