*قدر خودتان را بدانید
همیشه من حال ندارم، قدر خودتان را بدانید، ای رفقا! یک دفعه من تفأل زدم به قرآن که ای پروردگار من دارم برای اینها زحمت میکشم، از تو این کتاب و از توی آن کتاب حدیث میگویم، اینها را که در یک کتاب ننوشتهاند، باید جستجو کرد، من اینها را باید از کتابهای مختلف جمع آوری کنم. پروردگارا! آیه آمد: «فیه رجالٌ یحبّون أن یتطهّروا و الله یحبّ المطّهّرین»، یعنی قدر اینها را بدان، اینها یک مردمانی هستند که میخواهند توبه کنند، میخواهند پاک شوند، میخواهند دستور العمل بگیرند و عمل کنند، امشب هم من حال نداشتم؛ باز میخواستم از زیرش در بروم و تعطیل کنم! اما فلسفه در نرفتن این است که این مردم میگویند، هر وقت برای آقا مهمان میآید، به مهمان میگوید، مطالعه دارم؛ پنج شنبه مطالعه دارد، جمعه مطالعه دارد، همه ایام هفته مطالعه دارد! پس کی باید ما بیائیم، شما را ببینیم؟ ولی خوب این صحبتها زحمت دارد، آقا جون! وگرنه «الم، ذلک الکتاب لاریب فیه» را بخونی و ترجمه کنی که نیست.
یک کسی به من گفت آقا! یک همچنین آیهای بخوان و برای مردم ترجمه کن، بروند دنبال کارشان! گفتم: اینطوری که تو میگویی نیست آقا! باز من قرآن را باز کردم، گفتم: پروردگارا! من چه کنم؟ سوره برائت آمد، یعنی اگر تو این کار را بکنی، ما از تو بیزار هستیم، بنده ترسیدم، آن دفعه خیلی لذت بردم، اما این دفعه ترسیدم!






پاسخ با نقل قول
