(آيه 31)- در اين آيه سخن از نشانههاى وجود پروردگار و شايستگى او براى عبوديت است.
نخست مىفرمايد: به مشركان و بت پرستانى كه در بيراهه سرگردانند «بگو:
چه كسى شما را از آسمان و زمين روزى مىدهد؟» (قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ).
البته زمين تنها به وسيله مواد غذايى خود ريشه گياهان را تغذيه مىكند و شايد به همين دليل است كه در آيه فوق سخن از ارزاق آسمان و سپس ارزاق زمين به ميان آمده است (به تفاوت درجه اهميت).
سپس به دو قسمت از مهمترين حواس انسان كه بدون آن دو، كسب علم و دانش براى بشر امكان پذير نيست اشاره كرده، مىگويد: و بگو «چه كسى است كه مالك و خالق گوش و چشم و قدرت دهنده اين دو حس آدمى است»؟ (أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ).
بعد، از دو پديده مرگ و حيات كه عجيبترين پديدههاى عالم آفرينش است سخن به ميان آورده، مىگويد: «و چه كسى زنده را از مرده و مرده را از زنده خارج مىكند»؟ (وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ).
اين همان موضوعى است كه تاكنون عقل دانشمندان و علماى علوم طبيعى و زيست شناسان در آن حيران مانده است كه چگونه موجود زنده از موجود بىجان به وجود آمده است؟
آيه فوق علاوه بر مرگ و حيات مادى مرگ و حيات معنوى را نيز شامل مىشود، زيرا انسانهاى هوشمند و پاكدامن و با ايمان را مىبينيم كه گاهى از پدر و مادرى آلوده و بىايمان متولد مىشوند، عكس آن نيز مشاهده شده است.
بعد اضافه مىكند: «و چه كسى است كه امور اين جهان را تدبير مىكند»؟
(وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ).
در حقيقت نخست سخن از آفرينش مواهب، سپس سخن از حافظ و نگهبان و مدبر آنهاست.
بعد از آن كه قرآن اين سؤالات سه گانه را مطرح مىكند بلافاصله مىگويد: «آنها به زودى در پاسخ خواهند گفت: خدا» (فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ).
از اين جمله به خوبى استفاده مىشود كه حتى مشركان و بت پرستان عصر جاهليت خالق و رازق و حياتبخش و مدبر امور جهان هستى را خدا مىدانستند.
و در آخر آيه به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور مىدهد: «به آنها بگو: آيا با اين حال تقوا را پيشه نمىكنيد» (فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ).





