(آيه 6)- در اين آيه به قسمتى ديگر از نشانهها و دلائل وجودش در آسمان و زمين پرداخته، مىگويد: «درآمد و شد شب و روز و آنچه خداوند در آسمان و زمين آفريده است نشانههايى است براى گروه پرهيزكاران» (إِنَّ فِي اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ).
يعنى تنها كسانى اين آيات را درك مىكنند كه در پرتو تقوا و پرهيز از گناه، صفاى روح و روشن بينى يافتهاند اگر نور آفتاب يكنواخت و بطور مداوم بر زمين مىتابيد مسلما درجه حرارت در زمين به قدرى بالا مىرفت كه قابل زندگى نبود و همچنين اگر شب بطور مستمر ادامه مىيافت همه چيز از شدت سرما مىخشكيد ولى خداوند اين دو را پشت سر يكديگر قرار داده تا بستر حيات و زندگى را در كره زمين آماده و مهيا سازد.
(آيه 7)- بهشتيان و دوزخيان: از اين آيه به بعد نيز شرحى پيرامون معاد و سرنوشت مردم در جهان ديگر آمده است.
نخست مىفرمايد: «كسانى كه اميد لقاى ما را ندارند و به رستاخيز معتقد نيستند و به همين دليل تنها به زندگى دنيا خشنودند و به آن اطمينان مىكنند ...» (إِنَّ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا وَ رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ اطْمَأَنُّوا بِها).
«و همچنين آنها كه از آيات ما غافلند و در آنها انديشه نمىكنند» تا قلبى بيدار و دلى مملو از احساس مسؤوليت پيدا كنند ... (وَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ آياتِنا غافِلُونَ).
(آيه 8)- «اين هر دو گروه جايگاهشان آتش است، به خاطر اعمالى كه انجام مىدهند» (أُولئِكَ مَأْواهُمُ النَّارُ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ).
در حقيقت نتيجه مستقيم عدم ايمان به معاد همان دلبستگى به اين زندگى محدود و مقامهاى مادى و اطمينان و اتكاء به آن است.
همچنين غفلت از آيات الهى، سر چشمه بيگانگى از خدا، و بيگانگى از خدا سر چشمه عدم احساس مسؤوليت، و آلودگى به ظلم و فساد و گناه است، و سر انجام آن چيزى جز آتش نمىتواند باشد.
(آيه 9)- سپس اشاره به حال گروه ديگرى مىكند كه نقطه مقابل اين دو گروه مىباشند، مىگويد: «كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، خداوند به كمك ايمانشان آنها را هدايت مىكند» (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ).
اين نور هدايت الهى كه از نور ايمانشان سر چشمه مىگيرد، تمام افق زندگانى آنها را روشن مىسازد، در پرتو اين نور آن چنان روشن بينى پيدا مىكنند كه جار و جنجالهاى مكتبهاى مادى، و وسوسههاى شيطانى، و زرق و برقهاى گناه، و زر و زور، فكر آنها را نمىدزدد، و از راه به بيراهه گام نمىنهند.
اين حال دنياى آنان و در جهان ديگر خداوند قصرهايى به آنها مىبخشد كه «از زير آنها در باغهاى بهشت نهرها جارى است» (تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ).





